وليد بن مغيرة از مكّه و أبو مسعود عروة بن مسعود ثقفىّ از طائف بوده است ؛ و اين قول را قتاده گفته است .
و گفته شده است : عتبة بن أبى ربيعة از مكّه ، و ابن عبد ياليل از طائف بوده است ؛ و اين سخن مجاهد است . و گفته شده است : وليد بن مغيرة از مكّه و حبيب بن عمر ثقفىّ از طائف ؛ و اين اختيار ابن عبّاس است . » انتهى .
حضرت استاد علّامه آية الله طباطبائى قدّس الله سرّه فرمودهاند : « اين احتمالات از تطبيق مفسّرين است . و آنچه را كه كفّار قريش گفتهاند ، منظورشان اين افراد بخصوصهم نبوده است . بلكه گفتارشان بر سبيل ابهام بوده ، و اجمالا يكى از عظماى مكّه و طائف - بنا بر ظاهر آيه - منظورشان بوده است . » « 1 »
[ نزول قرآن از خداست ، و به پيامبرى مثل محمّد نازل مىنمايد ]
و پس از اين بيان ، خدا مىفرمايد : تقسيم خير و رحمت و نزول قرآن و تعيين پيغمبر از سوى خداست ، و كسى را در اين امر ابدا تصرّفى نيست . ما هستيم كه معاش و زندگى موقّتى را در حيات دنيا به آنها قسمت نمودهايم ؛ و افراد را در درجات و مراتب متفاوت قرار داديم ، تا بعضى در تحت اوامر ديگرى درآيند ، و براى رفع احتياجات و نيازمنديهاى عامّهء مردم بعضى مسخّر ديگرى گردند .
اين مردم كافر كه قدرت تهيّهء معاش و زندگى موقّت و غير حائز اهمّيّت دنيا را ندارند ، چگونه دست در امر نبوّت مىبرند و آن را قسمت مىكنند ؟ و در ميان افراد مستكبر و خودخواه و مالدار مكّه و طائف مىنهند ؟ و رحمت خداوند كه پذيرائى نبوّت رسول و ولايت الهيّهء او و قبول حقّ كه قرآن عظيم باشد ، از اين اموال و اعتبارى كه در دنيا براى خودشان جمعآورى مىكنند بسى بهتر و نيكوتر است .
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءان » ج 18 ، ص 102