اين اموال و زخارف ، و اين اعتبارات و تعيّنات ، با تمام بوق و كرنايش در نزد ما هيچ ارزش ندارد . ما بدين سر و صداها ، بدين امر و نهىها ، بدين سرمايههاى سرشار و حطام زخّار ابدا وقعى نمىنهيم .
مؤمنان دنبال مال نمىروند ؛ و مقصد و منظورشان معنى و معنويّت و كسب فضائل است ، نه گرد آوردن كاسه و كوزهء زرّين . اگر آنان از ما اين قبيل چيزها را مىخواستند به آنها مىداديم . همچنانكه به كفّار و دنياپرستان كه دنيا را طلب مىكنند مىدهيم ، و سراپاى آنها را پر از اموال و جاه مىنمائيم .
[ مؤمن گرايشى به مادّيّات ندارد ، و مقصد و منظورش معنويّت و كسب فضائل است ]
و اگر سنّت اسباب و علل و معلولات در بين نبود ، و قرار ما در بدست آوردن اموال و اعتبار از راه كوشش و زحمت نبود ، آن وقت مىديديد كه ما براى كافران به خداوند كه طلا و نقرهء بسيار مىخواهند و دنياى گسترده مىطلبند ، بقدرى به آنها مال مىداديم كه سقفهاى خانههايشان را از نقره مىساختند . و نردبان و پلّههائى كه با آن بر آن سقفها برآيند و بالا روند ؛ از نقره قرار مىداديم .
و از براى خانههايشان درهاى نقرهاى و تختهاى نقرهاى مىساختيم كه بر آنها تكيه دهند . و براى خانههاى آنها طلا و زينت آلات و جواهرات قرار مىداديم .
ولى چه سود كه اينها تمتّعات و بهرهبردارىهاى موقّتى است از اين عيش پست و حيات پائين و بدون ارزش . امّا سراى عاقبت كه ابدى و جاودانى است ، و اصالت و حقيقت منحصر به آنجاست ، براى متّقيان و پرهيزگاران مورد انتخاب است .
گوستاو لوبون و جرجى زيدان مسيحى كه براى اسلام تاريخ تمدّن نوشتهاند ، و عظمت آن را از جهت تمدّن ظاهرى و كشورگشائى و ابنيه و عمارات عاليه و قصور مشيّده و اسواق مرتفعه و غيرها ستودهاند ، از نظر ديدگاه عظمت خودشان بوده است . و امّا اسلام و حقائق آن ، و عمدهء عرفان و معارف آن ، و تربيت نفوس زكيّه و بالا بردن سطح ايمان و ايقان به خداوند يگانهء عالم در سطح