تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
ولائى به او مىگردد .

[ خداوند تشريع و تكوين يكى است ]

و اين‌چنين خدائى كه بر اثر آفرينش ، مقام ولايت و معبوديّت را داراست ، مرا البتّه به سوى كمال مطلق و آخرين نقطه از ذروهء اوج استعداد كه مقام قرب مطلق و وحدت مطلقه است هدايت خواهد نمود . امر هدايت جداى از ولايت و خلقت نيست ؛ هم خداوند فاطر و خالق امور ، مرا زير نظر داشته و اساس عابديّت و كرنش مرا بر اين امر استوار نموده است ؛ و هم بر اثر اين امر مرا به سوى كمال رهبرى مىكند . هم در اصل خلقت شيرازه بدست اوست ، هم در تربيت و حركت به فعليّت تامّه رهبر اوست . هم خداى خالق است ، هم مربّى در مسير تربيت و بروز استعدادها . اين برائت از آلههء غير خداوندى را پروردگار در ذرّيّه و اعقاب إبراهيم به عنوان كلمهء باقيه تا روز قيامت قرار داد ؛ به اميد گرايش آنان به توحيد و برائت از غير خداوند منّان . امّا در هر عصر و زمانى افراد معدودى از كلمهء توحيد : لا إله إلّا الله بهرمند شدند ، و اين برائت از آلههء غير خدا را در صقع نفوسشان و قلوبشان و سرّشان جاى دادند ؛ و بقيّه راه تخلّف پيش گرفتند . برائت از خدايان غير خدا ، معنى و مفهوم كلمهء توحيد : لا إله إلّا الله است . زيرا معنى لا إله إلّا الله اينست كه : خدائى جز او نيست ، و خداى غير از او نيست ؛ نه آنكه خدايانى نيست ، و خدا هست . همچنان‌كه بعضى از درويشان گويند كه اين كلمه مركّب از نفى و اثبات است : با لا إله نفى همهء موجودات مىشود ، و با إلّا الله اثبات حقيقت وجود براى حضرتش مىگردد . اين استدلال در صورتى تمام بود كه لفظ جلالهء الله منصوب باشد ، كه معنى او استثناء باشد . و ليكن اين‌طور نيست . لفظ جلالهء الله مرفوع است بنا بر بدليّت از محلّ اسم لا كه مرفوع است . يعنى خداى غير خدا نيست . آلههء غير خدا نيست .