تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
كه اين جماعت خير مىپندارند ، و در صدد گردآورى و جمع آن مىباشند . و اگر سنّت ما بر اين نبود كه جميع مردم امّت واحدى باشند ، تحقيقا ما براى آنان كه به خداى رحمن كفر ورزيده‌اند ، براى خانه‌هايشان سقف‌هائى از نقره و پلّه‌هائى از نقره قرار مىداديم كه از آن پلّه‌ها بالا روند . و براى خانه‌هايشان درهاى نقره‌اى مىساختيم ، و تخت‌هائى كه بر آنها بنشينند و تكيه زنند . و براى آن خانه‌ها از هر گونه طلاجات و زينت‌هاى گوناگون قرار مىداديم . و ليكن تمام اين زينت‌هاى گوناگون نيست مگر تمتّع و بهره‌يابى موقّتى از حيات و زندگى پست و پائين دنيوى . و آخرت در نزد پروردگار تو از آن پرهيزگاران است . » در اين آيات ، خداوند سبحانه و تعالى توحيد حضرت إبراهيم خليل عليه السّلام را بيان مىكند ، كه پس از او آن را در ذرّيّهء او قرار داد و آنها آن را محترم نشمردند و به شرك آلوده شدند ؛ تا خداوند به توسّط رسولش قرآن را آورد و آنان آن را سحر پنداشتند و بدان كفر ورزيدند ، و متوقّع بودند قرآن بر شخصى از اهل شوكت و جاه و مال فرودآيد و از جهت امور چشمگير دنيوى سر و صدا داشته باشد . در آيه اوّل مىگويد : و اى پيامبر ما ! ياد آور آن هنگامى را كه إبراهيم از پرستش خدايان و آلههء متعدّده بيزارى جست و به پدرش و اقوام خودش گفت : من از اين معبودهائى كه شما مىپرستيد برائت مىجويم ؛ مگر آن معبودى كه مرا ايجاد فرموده و به خلعت فطرت و آفرينش مخلّع فرموده است . زيرا آنكه انسان را آفريده باشد و خالق و پديدآورندهء او باشد ، سزاوار است كه انسان امور خود را به دو بسپرد ، و بار حاجات و نيازهاى خود را در فناى آستان او افكند ، و در برابر او كرنش نموده ، سر نياز بدرگاه وى فرونهد . و البتّه تلازم عبادى ، ميان خلقت خالق و مخلوق است ؛ و ربط ميان آن دو موجب پرستش و سپردن امور