گفتار دشمنان اسلام كه مىگويند : ايرانيان چون در طول اين تاريخ زبان خود را حفظ كردند و آن را در عربى محو و نابود نساختند ، و بدينوسيله عكس العمل مخالف نسبت به اسلام نشان دادهاند ، غلط و در نهايت بىاعتبارى است .
مرحوم شهيد مطهّرى ( ره ) از اين گفتار بدين گونه پاسخ مىدهد كه :
« اگر احياء زبان فارسى به خاطر مبارزهء با اسلام يا عرب يا زبان عربى مىبود ، مردم ايران به جاى اين همه كتاب لغت و دستور زبان و قواعد فصاحت و بلاغت زبان عربى ، كتابهاى لغت و دستور زبان و قواعد فصاحت و بلاغت براى زبان فارسى مىنوشتند ، و يا لااقلّ از ترويج و تأييد و اشاعهء زبان عربى خوددارى مىكردند .
ايرانيان ، نه توجّهشان به زبان فارسى بعنوان ضدّيّت با اسلام يا عرب بود و نه زبان عربى را زبان بيگانه مىدانستند ؛ آنها زبان عربى را زبان اسلام مىدانستند ، نه زبان قوم عرب . و چون اسلام را متعلّق به همه مىدانستند ، زبان عربى را نيز متعلّق به خود و همهء مسلمانان مىدانستند .
حقيقت اينست كه اگر زبانهاى ديگر از قبيل فارسى ، تركى ، انگليسى ، فرانسوى ، آلمانى زبان يك قوم و ملّت است ، زبان عربى زبان يك كتاب است .
مثلا زبان فارسى زبانى است كه تعلّق دارد به يك قوم و يك ملّت . افراد بىشمارى در حيات و بقاء آن سهيم بودهاند . هريك از آنها به تنهائى اگر نبود ، باز زبان فارسى در جهان بود .
زبان فارسى زبان هيچكس و هيچ كتاب به تنهائى نيست . نه زبان فردوسى است ، و نه زبان رودكى ، و نه نظامى و نه سعدى و نه مولوى و نه حافظ و نه هيچكس ديگر ؛ زبان همه است . ولى زبان عربى فقط زبان يك كتاب است بنام قرآن . قرآن تنها نگاهدارنده و حافظ و عامل حيات و بقاء اين زبان است .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٦