مىآيد و سرابى در برابرش جلوه مىكند . « 1 » روى همين زمينه است كه استعمار كافر با تمام قدرت سعى دارد زبان انگليسى را زبان اوّل و يا دوّم مردم قرار دهد . « 2 » نمىخواهيم بگوئيم : كسى كه عربى نمىداند دين ندارد ، مسلمان نيست .
مىخواهيم بگوئيم : از جميع مزايا و فوائد و فضائل اسلام من حيث المجموع بهرمند نيست .
هامش
( 1 ) - در « بحار الأنوار » طبع حروفى ، ج 1 ، ص 212 ، حديث 7 ، از « خصال » صدوق با سند متّصل خود روايت مىكند از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : تعلّموا العربيّة ، فإنّها كلام الله الّذى يكلّم به خلقه ؛ و نظّفوا الماضغين ؛ و بلّغوا بالخواتيم . « عربيّت را ياد بگيريد ، زيرا آن كلام خداست كه بدان وسيله با خلق خود تكلّم مىكند ؛ و دندانهاى خود را نظيف كنيد ؛ و انگشترى را تا آخر انگشت فروبريد ! »
( 2 ) - أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 144 گويد : « بلكه فرانسه نيز از جملهء عمليّاتش كه بر روى آن دعوت داشت ، جنگ و محاربهء با لغت عربى بود . چون لغت عربى وسيلهء وصول به دين اسلامى است ، و دين اسلامى وسيلهء تعصّب و نهضت عليه استعمار است . هر ناحيه و قطرى از اقطار به تنهائى قدرت بر اصلاح خود و دعوت بر محاربه و جنگ با استعمار ندارد ، چون استعمار از آن قوىتر است . و امّا عالم اسلامى به جهت آنكه حدّ اقلّ سيصد ميليون جمعيّت دارد ، اگر نيّت خود را خالص و عزمشان را همگى مجتمعا بر محاربهء نصرانيّت تصحيح كنند ، مىتوانند استعمار را براندازند .
از اهمّ مبادى اسلام حجّ است كه در هر سال انجام داده مىشود ، براى آنكه مؤتمرى باشد كه مسلمين در آن از شئون دينشان گفتگو كنند ، و از حالت اجتماعى خود در آن مؤتمر سخن به ميان آورند ، و خطهاى اصلاحى خود را در آن ترسيم نمايند ؛ همچنانكه از مبادى اسلام آنست كه همگى تحت لواى خليفهء واحد باشند كه شئونشان را رعايت كند و نظر در مصالحشان افكند . اين دو مبدأ مجموعا غرض از حركت را يكى مىكنند ، همچنانكه عمل را نيز براى بدست آوردن مقصود يكى مىنمايند . »