رسمى و قوىّ آن در مدارس بلكه در كودكستانها ، بلكه در خانوادهها و سخن گفتن با مادران است . و هر چه از لغات عرب بيشتر در لغتهايشان داخل كنند ، لسانشان را به زبان قرآن نزديكتر كردهاند ؛ و هرچه از لغات غير عرب اعمّ از باستانى خود و يا از لغات اجنبى داخل زبانشان نمايند ، بيشتر از اين مرحله دور افتادهاند .
و محصّل مطلب آنكه بواسطهء تكلّم در محاورات ، و روى آوردن به قواعد عربى ، و حفظ لغات بايد به مرحلهاى برسند كه خود بتوانند به عربى سخن گويند ؛ خواه زبان اوّل و مادرى آنها عربى باشد و خواه نباشد . در هر صورت مسلمانى كه نماز مىخواند ، قرآن مىخواند ، نهج البلاغه مىخواند ، و بر او لازم است احكام ضرورى خود را از فقه و اخلاق و عرفان از اولياى دين كه عرب هستند اخذ كند ، و مسلمانى كه در حجّ شركت مىكند و بايد با سائر مسلمانان تشريك مساعى نمايد و از احوال هم مطّلع باشند ، مسلمانى كه در كنفرانسها و مجامع عمومى مسلمين شركت مىكند و بايد خطا به بخواند و يا خطابه را گوش كند ؛ بايد عربى را به خوبى بداند ، تا سر حدّى كه معناى نماز و قرآن را بفهمد ، و معناى دعاى كميل را كه مىخواند و مىگريد بفهمد ، و سخنان حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السّلام را بداند . و گرنه بايد بواسطهء ترجمهء غير ، مطالب را ادراك كند ، و اين تبعيد مسافت است و كار مشكل .
اتّحاد زبان مسلمين همانند اتّحاد تاريخشان در درجهء اوّل از لزوم داراى اهمّيّت است .
در صورت امكان بايد در مرحلهء اوّل زبان مادرى را عربى قرار دهد كه غنىترين زبانهاست ، و از زبان فارسى فعلى شيرينتر و قوىتر است . و در صورت عدم امكان بايد در مرحلهء ثانى زبان عربى را زبان دوّم خود قرار دهد تا از مزاياى اين دين بهرمند گردد ؛ و گرنه دين به صورت شبحى از دور به نظرش
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٤