تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

[ لزوم تكلّم به زبان عربى براى جميع مسلمانان ]

بارى ، ما در اين ابحاث آورديم كه بر مسلمين واجب است زبان عربى را زنده نگه دارند ، زيرا كه زبان قرآن است ؛ و زنده بودن آن به گسترش آن در محاورات عمومى ، و تكلّم و گفتگو به آن ، و نوشتن كتب و نامه‌ها ، و تدريس
هامش
- آنكه مىخواهد هيچ كلمهء عربى يا غير عربى در فارسى استعمال نكند ، مانند كسى است كه در كنار گنجى پر از گوهر شاهوار نشسته و مىتواند رايگان بردارد و قامت خويش را بيارايد ، و تعصّب جاهلانه او را بازدارد . و آنكه بىقاعده و اسلوب صحيح استعارت مىكند چنانست كه بازوبند را به سر ببندد و خلخال را به گردن گذارد . قدماى ما كلماتى را نپسنديدند و كلماتى را اندك تغيير دادند و كلماتى را در معانى خود استعمال كردند كه بايد متابعت كرد . و متأخّرين بر خلاف آنان گاهى الفاظ غريب و وحشى در كلام آوردند و گاه بىعلّتى ظاهر ، يك لفظ را در دو معنى مختلف استعمال كردند مانند مراجعه كردن و مراجعت كردن ، و گاه از لفظ عربى معنىاى خواستند كه در لغت عربى و فارسى مذكور نيست ، مانند لفظ و با در مرض اسهال هندى و حصبه ( سرخجه ) در يك نوع حماى وبائى ، و محصّل در طالب علم و امثال ذلك . اين گونه توسّع و بىمبالاتى در لغات پست جهان جائز است ، چون فرقهء معدود از آن بهره مىبرند ؛ امّا زبانهاى بزرگ علمى و ادبى بايد كلمات را بر طبق قاعدهء مقرّر در همان معانى استعمال كنند كه فصحاى اهل زبان استعمال كردند . انضباط از لوازم لغات بزرگ جهان است ، چون آشنا و بيگانگان هم ناچار بدان عنايت دارند و بايد وسائل تفهيم براى همه فراهم باشد . اگر قواعد مراعات نشود موجب حيرت اجانب بلكه سرگردانى اهل لسان نيز مىگردد . مثلا مىگويند : مأمور مربوطه چنان كرد و رئيس مربوطه چنين گفت . هيچ‌كس نمىداند هاى كلمهء مربوطه چيست و بر طبق كداميك از قواعد زبان فارسى يا عربى اضافه شده است ! و از اين قبيل بسيار . ما اگر كتب قديم را از دست بدهيم بدل آن را نخواهيم يافت ، امّا اگر هرچه جديد غير فصيح است نابود سازيم زيان نخواهيم كرد ؛ چون اصل معانى به زبانهاى خارجه در نهايت زيبائى و فصاحت موجود است ، و ما مىتوانيم پس از خواندن كتب قدما در هر علم كه خواهيم ، و آموختن اسلوب بيان و كمال زبان فارسى ، مطالب تازه‌اى را به سبك قديم به زبان خود آوريم . »