تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
هامش
- اغراضش نسازند . همچنان‌كه توافق اصطلاحات سبب آسانى فهم و توسعهء علم است ، حفظ رسم الخطّ نيز چنين است . چون طبيعت انسان به صورت كلمه مأنوس شد زودتر معنى آن را در مىيابد . مثلا خواندن به واو نوشته مىشود ؛ اگر « خاندن » بىواو باشد موجب حيرت خواننده است . و نيز الفاظى در سماع مشترك است و در كتابت مختلف ، مانند خاستن بمعنى برپاشدن و خواستن بمعنى اراده ، و خيش به معنى پرده و خويش ضمير . و الفاظ عربى مستعمل در فارسى ، مانند سيف شمشير و صيف تابستان ، و الم درد و علم رايت ، چون در كتابت مختلفند اشتباه نمىشود ؛ اگر ممكن بود در تلفّظ هم دو گونه ادا كنند بهتر بود . نبايد براى خاطر كاهلان ، كتابت را تابع لفظ قرار داد تا ابهام لفظ به كتابت نيز سرايت كند و اشكال مضاعف شود . اگر يك‌بار خواننده دو رسم الخطّ مختلف را ياد گيرد و عمرى از اشتباه ايمن باشد بهتر است از آنكه براى سهولت يك روز امتحان ، عمرى خود و همهء مردم را گرفتار شبهه سازد . اروپائيان كه امروز مرجع تقليد ابناء زمانند ، در رسم الخطّ خود تغيير ندادند ، و يك لفظ را براى معانى مختلفه به صورتهاى مختلف مىنويسند تا از اشتباه ايمن مانند . هركس به داشتن زبان وسيع و كامل افتخار مىكند بايد رنج آموختن آن را بر خود هموار سازد ، چون زبان كامل‌تر آموختنش هم دشوارتر است . استعارت لغات از فوائد تتبّع كتب قديم استنباط قواعد استعارت لغات است . در زبان فارسى و هر زبان ديگر بايد كلماتى را از السنهء مختلفه به عاريت گرفت . و از مزاياى زبان فارسى است كه در كنار لغت عربى قرار گرفته و مجاز است از اين بحر بىپايان كه بزرگترين و وسيع‌ترين لغات جهان است هر چه بخواهد بىدريغ بردارد و در اداى هيچ معنى فرونماند . اين لغتى كه كتاب خدا بدان فرودآمده و آن را لسان عربىّ مبين فرموده ، هم از جهت معنى سبب هدايت ما به دانشهاى گوناگون شد ، و هم زبان ما را از ضيق و جمود رهائى بخشيد . امّا اقتباس الفاظ عربى اسلوبى دارد كه قدما رعايت كردند ؛ بىرعايت آن كلام مستهجن مىشود و الفاظى مرذول و جملى غلق و مبهم پديد مىگردد كه شايستهء فصحا نيست .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 162 | السيد محمد حسين الطهراني