تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
هامش
- ديده‌ايم واضح و مختصر : « اگر عمل بتقريب خواهيم ، چنان كنيم و اگر دقّت بيشتر ، چنين . » بنگر دشمن لدود قدما را از اداى يك معنى ساده عاجز ، و درياب كه امثال وى همه چنين‌اند . و اگر كسى گويد : آنچه سابق بود اكنون منسوخ است ، گويم : آنچه امروز است هم ممسوخ است ؛ و نسخ بر مسخ شرف دارد . مردم زمان ما بايد عناد با قدما را كنار گذارند ، و كسانى كه مىخواهند كتاب جديد بنويسند اوّل كتب آنان را بخوانند و روش سخن گفتن را بياموزند ، آنگاه اگر سخن تازه هست به اسلوب قديم مختصر و روشن و شيرين بنويسند و سرچشمهء گواراى زبان فارسى قديم را به الفاظ ركيك آلوده نسازند . اين گناهى است كه شايد خود من نيز مرتكب آن مىشوم ؛ و لا قوّة إلّا بالله العظيم . حفظ اصطلاحات يكى از لوازم تأليف و موجبات ترويج علم ، توافق بر اصطلاحات است ؛ چون نيمى از عمر دانش‌آموز در فراگرفتن و بخاطر سپردن آنها مىگذرد . و اگر همهء كتب در همهء زمان به يك اصطلاح باشد آسان و بىتحمّل رنج مفهوم مىگردد و از فوائد آن همه‌كس بهره مىبرد ، و گرنه بايد براى هر كتاب مدّتى صرف كرد و اصطلاحات تازه آموخت . محال است كتب مختلفه هيچ فائدهء خاصّ نداشته و مطالب همهء كتب در يك كتاب موجود بود . به سبب اختلاف اصطلاحات ، بسيارى از كتب منسوخ و متروك مىگردد و فوائد آن از بين مىرود ؛ پس نبايد به جعل اصطلاح عمدا بر مشكل زبان افزود . اروپائيان با نهايت تنفّر از اسلام و عرب ، لغات علمى عربى زبان خود را تغيير ندادند ؛ مانند : الجبر ، الكحل ، السّمت ، الدبران ، رجل الجوزا و هزاران الفاظ ديگر . چون ميدانند از تغيير آن جز ابراز تعصّب جاهلانه هيچ فائده نمىتوان برد ، و زيان آن كه سرگردانى خوانندگان و نسخ اكثر كتب گذشته است به هيچ‌وجه قابل جبران نيست . عيب زبان نيست كه مقدارى از لغات آن را از زبان ديگر گرفته باشند ؛ عيب آنست كه ادراك معانى از الفاظ دشوار گردد و خواننده در اشتباه افتد . مثلّث و زاويه و مغناطيس و تلگراف و تلفن را بايد براى سهولت فهم متعلّمين نگاهداشت ، و علوم را از دست متعصّبين جاهل حفظ كرد تا آلودهء