ايران به صبغهء اسلامى جلوهگرى آغاز نهاد ، و پايهء تعليمات بر اساس ادبيّات عربى و مبانى دين اسلام قرار گرفت ، بالطّبع توجّه شعرا و نويسندگان به نقل الفاظ و مضامين عربى فزونى گرفت ، و كلمات و امثال و حكم پيشينيان ( قبل از اسلام ) در نظم و نثر كمتر مىآمد .
[ مبدأ دخول لغات عربى در فارسى ، از دورهء سامانيان است ]
چنان كه بحسب مقايسه در سخن دقيقى و فردوسى و ديگر شعراى عهد سامانى و اوائل عهد غزنوى نام زرتشت و اوستا و بوذرجمهر و حكم وى بيشتر ديده مىشود ، تا در اشعار عنصرى و فرّخى و منوچهرى كه در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مىزيستهاند . » » « 1 » « . . . مستر فراى پس از آنكه به يك نهضت فارسى مخلوط به عربى در زمان سامانيان اشاره مىكند ، مىگويد :
« ادبيّات نوين فارسى ( فارسى مخلوط با لغات عربى ) ناشى از شورش بر ضدّ اسلام يا عربى نبود . مضمونهاى زرتشتى كه در شعر آمده است وابسته به شيوهء راسخ زمان بوده ، و نبايد آن را نشانهء ايمان مردم به آئين زرتشت دانست . . .
زبان فارسى نوين يكى از زبانهاى اسلامى همپايهء عربى گشته بود . شكّ نيست كه اكنون اسلام از تكيه بر زبان عربى بىنياز گشته بود . ديگر اسلام داراى ملّتهاى بسيار و فرهنگى جهانى گشته بود . و ايران در گرداندن فرهنگ اسلامى نقشى بزرگ داشت . » مستر فراى در صفحه 400 كتاب خود دربارهء ورود واژههاى عربى به زبان فارسى و تأثيرات آن ، تحت عنوان « آغاز زندگى نوين ايران » چنين مىگويد :
« در برخى فرهنگها ، زبان بيشتر از دين يا جامعه ، در ادامه يافتن يا بر جاى ماندن آن فرهنگ اهمّيّت دارد . اين اصل با فرهنگ ايران راست مىآيد ؛ زيرا كه
هامش
( 1 ) « خدمات متقابل اسلام و ايران » طبع اوّل ، ص 71 تا ص 73