بيان كرده است .
و آن اينكه : روح ايرانى در طول تاريخ چند هزار سالهء خود حتّى در دورهء اسلام ، همان روح مزديسنائى است ؛ و هيچ عاملى نتوانسته است اين روح را تحت تأثير نفوذ خود قرار دهد . برعكس ، اين روح آن را تحت تأثير و نفوذ خود قرار داده است . مثلا :
« دينى كه از فاتحين عرب به ايرانيان رسيد ، در اينجا رنگ و روى ايرانى گرفته تشيّع خوانده شد ؛ و از مذاهب اهل سنّت ( كه به عقيدهء پورداود ، اسلام واقعى همان است ) امتياز يافت . » « 1 » در اينجا مىبينيم سخن از اسلام و محمّد و قرآن نيست ، سخن از فاتحين عرب است . و منظور و مقصود شبههدار كردن اذهان جوانان سادهلوح ، و خراب كردن ايمان و استوارى آنهاست .
معلوم است كسى زردشتى نمىشود ، و ليكن در ايمان و استواريش به اسلام ، و در جهادش فتور پديد مىآيد . و همين است منظور و هدف كفر از دست پروردن امثال پورداودها و دكتر معينها ، كه از راه فرهنگ و ادبيّات ، سطح علمى قرآن را در اذهان پائين آورند ؛ و با توجّه به لغات و ادب مزديسناى مرده و كهن ، اذهان جوانان را به خود مشغول دارند ؛ و از ماء معين قرآن و لغات آن و تفسير و بالأخره قدم نهادن عملى و مشى فعلى در راه و روش آن بازدارند . « 2 »
هامش
( 1 ) - « خدمات متقابل اسلام و ايران » طبع اوّل ، ص 350 و 351
( 2 ) - إبراهيم پورداود از ملحدين عصر است ؛ روش و گفتار و نوشتجات بسيار او در اين امر روشن است . گرچه رسما ادّعاى آن ننموده كه زرتشتى است ، و ليكن عملا و نيّة و فعلا گرايش شديد به آن آئين داشته است . دكتر محمّد معين نيز تا زمانى كه تحت نظر و نفوذ وى بود همينطور بود ؛ صريحا از زردشتىگرى حمايت مىكرد . ولى از وقتى كه در مجالس و محافل استاد معظّم آية الله علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه الزّكيّة براى ترجمه و وساطت