انتخاب يكى از دو راه مخيّر مىساختند : اوّل قرآن ، دوّم شمشير . ولى اين تصوّر صحيح نيست ؛ زيرا گبر و ترسا و يهود اجازه داشتند آئين خود را نگه دارند ، و فقط مجبور به دادن جزيه بودند .
و اين ترتيب كاملا عادلانه بود ؛ زيرا اتباع غير مسلم خلفا از شركت در غزوات و دادن خمس و زكات كه بر امّت پيامبر فرض بود معافيّت داشتند . » « 1 » ايرانيان مىديدند كه سربازان اسلام مردمى صادق و امين ، و از روى هدفهاى روشن و ايمان و اعتقاد كاملشان به رسالت تاريخىشان ، و اطمينان كامل به صحّت هدف و مأموريّت ، اعمّ از اينكه بكشند يا كشته شوند ، و اعتقاد عميقشان به خداوند واحد و روز جزا جنگ مىكنند .
فداكاريها و جانبازيها ، و گفتگوها و سخنانى كه از آنان در آن اوقات باقيمانده و در تواريخ مضبوط است ، نشان مىدهد كه : ايمان آنها به خدا و قيامت و صدق رسالت حضرت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و ايمان به مأموريّت و رسالتشان در حدّ اعلا بوده است .
آنان معتقد بودند كه جز خداوند واحد را نبايد پرستش كرد ، و هر ملّتى را كه به هر شكل و صورت غير خداوند يگانه را عبادت مىكنند بايد نجات داد ؛ و اين جهادشان براى نجات و رهائى ايرانيان در بند بستهء خرافات و اباطيل است .
به علاوه براى خودشان رسالتى را قائل بودند كه عدل را برقرار كنند ، و طبقات مظلوم را از چنگ ستمگران رها سازند .
سخنانى كه در مواقع مختلف در مقام تشريح هدفهاى خود بيان كردهاند ، نشان مىدهد كه : صددرصد آگاهانه و خبيرانه قدم برمىداشتهاند ، و هدف مشخّص و معيّنى داشتهاند ؛ و به تمام معنىالكلمه نهضت عظيم و انقلاب
هامش
( 1 ) - « ترجمهء تاريخ ادبيّات ايران » ج 1 ، ص 297