اينها دشمنان خود فروختهء استعمارند كه از قديم الأيّام مهر رقّيّت و بندگى كفر را بر پيشانى خود زده ، و عمرى را عليه اسلام و قرآن و شرف و ملّيّت در برابر بهاى بخس ورقهاى دنيوى گذرانده ، و هويّت و پروندهشان براى مردم بيدار جاى شبهه نيست .
[ استعمار ، جهاد اسلام را همچون حملهء إسكندر و مغول ارائه مىدهد ]
آخر كدام دشمن ناجوانمردى است كه نهضت اسلام را در رديف حملهء إسكندر و مغول قرار دهد ؟ !
[ ايرانيان اسلام را به رغبت پذيرفتند ]
ايرانيان فكور و اصيل با آغوش باز اسلام را پذيرفتند ، و با تدبّر و تفكّر در طول دو قرن به تدريج بدون هيچ عمل جابرانهاى اسلام آوردند . و تا زمانى كه به دين زردشت بودند ، در پناه اسلام بودند و اسلام با آنها معاملهء اهل كتاب مىنمود . از آنها در عوض خمس و زكات ، جزيه مىگرفت و آنان را در امور عبادى خود آزاد مىگذارد . آتشكدههاى آنان تا قرن سوّم و چهارم روشن بود . چون اهل كتاب بودند ، بدون هيچ ناراحتى در پناه امنوامان اسلام جان و مال و عرض و ناموسشان محفوظ بود .
إدوارد برون در مواضعى از كتاب خود اقرار مىكند كه : ايرانيان اسلام را به رغبت پذيرفتند . او مىگويد :
« تحقيق دربارهء غلبهء تدريجى آئين اسلام بر كيش زردشت مشكلتر از تحقيق دربارهء استيلاء ارضى عرب بر مستملكات ساسانيان است .
چه بسا تصوّر كنند ، جنگجويان اسلام اقوام و ممالك مفتوحه را در
هامش
- دوران پهلوى ( پدر و پسر ) است كه با همكارى چند تن ملحد لبنانى و ماركسيست بين المللى چنين مجموعهاى فراهم آورده است . براى شناختن اين بازيگر دوران پهلوى رجوع كنيد به رسالهء « دسيسههاى على دشتى » نوشتهء غلامحسين مصاحب ، تا به خوبى به ميزان معلومات و منش و روش سياسى و صفات و اخلاق شخص نويسندهء كتاب آشنا شويد . »