است . » » « 1 »
[ استيضاح گوستاو لوبون ، إرنست رنان را در تمدّن عرب ]
در كتاب « شرح حال و آثار سيّد جمال الدّين اسدآبادى » گويد : « پس از انتشار مقالهء سيّد جمال الدّين فرداى آنروز يعنى در 19 ماه ايار 1883 رنان حكيم جوابى بسيار مؤدّبانه در همان روزنامه به دو داد .
رنان در آن مقالهء جوابى خود دربارهء سيّد جمال الدّين چنين مىگويد - و وصفى و حكمى پرنوازشتر از اين ، زبانى صالحتر از اين ، در حقّ سيّد هيچوقت كسى نشنيده است - :
« كمتر اشخاصى در من تأثيرى شديدتر از اين توليد كردهاند . همين مكالمهء من با وى ( سيّد جمال الدّين ) بيشتر از همه مرا وادار كرد كه موضوع كنفرانس خودم را در سوربون به قرار ذيل انتخاب كنم : روابط روح علمىّ و اسلام . » » « 2 » در اينجا مىبينيم إرنست رنان در برابر جواب سيّد فرومىماند و عظمت عرب و اسلام را گردن مىنهد .
گوستاو لوبون نيز در كتاب سابق الذّكر خود ، در اين موضوع به إرنست رنان در چند اشكال پى در پى وى را مورد سرزنش و ايراد قرار مىدهد .
او در تعليقهاى كه بقلم خود در بعضى از مباحث كتاب پنجم كه در تمدّن نوشته است ، اينطور مىنگارد :
« وقتى كه اوهام موروثى و تربيت جديد در يك شخص تحصيل كردهء خيلى عاقل و فاضل هم جمع شد ، تصادم و اصطكاك درونى بين جزء قديم كه
هامش
( 1 ) - « سيرى در انديشهء سياسى عرب » انديشه و اجتماع 1 ، ص 104 تا ص 107
( 2 ) - « شرح حال و آثار سيّد جمال الدّين اسدآبادى » تأليف ميرزا لطف الله اسدآبادى و مقدّمهء حسين كاظمزاده ايرانشهر ، ص 90 و 91