[ حملهء سيّد جمال الدّين به إرنست رنان به سبب گفتارش در مورد ناتوانى أعراب از علم و فلسفه ]
به نظر رنان از ميان فيلسوفان بزرگ اسلام ، تنها يكتن يعنى يعقوب كندىّ عرب بود . و ازاينرو ناميدن باقى آنان به صفت عرب ، تنها به دليل آنكه به عربى چيز مىنوشتهاند ، به همان اندازه غير منطقى است كه فيلسوفان اروپائى قرون وسطى را لاتينى بخوانيم .
پس از انتشار اين مقاله ، عدّهاى از روشنفكران و متفكّران مسلمان از جمله نامق كمال بك متفكّر ترك ، و سيّد جمال نيز به آن پاسخ نوشتند .
پاسخ سيّد جمال كه به ظاهر نخست به زبان عربى نوشته و بعد به فرانسه برگردانده شد ، بالطّبع انعكاسى وسيعتر از همه داشت . او در پاسخ خود مطالب سخنرانى رنان را در همان دو نكتهاى كه گذشت خلاصه كرد . يعنى نخست آنكه اسلام در جوهر خود با علم و فلسفه دشمنى دارد . و اين دشمنى در زمانى كه اعراب حكومت مىكردند به بالاترين پايهء خود رسيد ، و در زمان تركان نيز به همان قوّت باقى بود . و تنها با رواج انديشههاى يونانى و ايرانى در ميان مسلمانان ، بطور موقّت ، و آن هم تا اندازهاى از شدّت مخالفت اسلام با علم و فلسفه كاسته شد . نكتهء دوّم آنكه اعراب به حكم خوى و سرشت خويش با علم و فلسفه مخالف بودند .
بنياد استدلالى پاسخ سيّد كه بيش از گفتههاى رنان با طرز فكر علمى اروپائيان در روزگار او سازگار مىنمود اين بود كه : تاريخ هر قوم را بايد به صورت جنبشى پايدار و تطوّرى هموار نگريست كه داراى مراحل و مراتب گوناگون است . و دربارهء هر خصوصيّتى از آن قوم ، با توجّه به مرحلهء تاريخى خاصّ بروز آن خصوصيّت داورى كرد ، و هيچ رفتار و خصلتى را ذاتى يك قوم نبايد دانست .
سيّد بر اساس اين اصل هر دو عقيدهء رنان را ردّ مىكند . » در اينجا آقاى عنايت استدلال سيّد را عليه اشكال اوّل رنان مفصّلا