تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
شبهه تأثير شگرف در روحيّات و اخلاق و صفات ذاتى و ملكات آنها دارد . و به عبارت ديگر تأثير عميق در فرهنگ و طرز تفكّر و آراء و افكار خاصّهء آنها خواهد داشت . ما صفاتى را در اعراب مىبينيم كه در تمام ملل و اقوام جهان شبيه و يا معادل آن يافت نمىشود : يكى شجاعت است ، يكى سخاوت و ايثار است ، يكى وفاى به عهد و ايستادگى در برابر پيمان و ميثاق است ، يكى غيرت و حمايت از ناموس و عشيره است ، يكى قبول پناهندگى پناه‌آورنده است كه تا سر حدّ جان از او دفاع مىكنند ، يكى ضيافت و مهمان‌دارى است ، يكى راستى و صدق است و عدم نفاق و دوروئى ، يكى همّت بلند و استوارى در عزم و تصميم گيرى است ؛ و هكذا صفاتى كه از اين زمرهء اصالت آب خورده و از اين شاخه مشتقّ شده‌اند . « 1 » اينها همه دلالت بر عظمت ريشه و اصالت بنيه و سازمان روحى و بدنى
هامش
( 1 ) - در كتاب « خدمات متقابل اسلام و ايران » ص 110 ، از ادوارد برون از دوزى مستشرق نقل مىكند كه : « . . . قومى جديد در صحنهء جهان پديد آمد . قبائلى بيشمار كه تا آن تاريخ پراكنده و متفرّق و اكثر اوقات با هم در نبرد بودند ، نخستين بار در آن هنگام بهم پيوستند و قوم متّحد و متّفق جديد را بوجود آوردند . قومى كه علاقهء شديد به آزادى خود داشت ، لباس ساده مىپوشيد ، و غذاى ساده مىخورد ، نجيب و ميهمان‌نواز بود ، بانشاط ، با فراست ، مزّاح ، بذله‌گو و در عين حال مغرور و سريع الغضب بود ، و همين‌كه آتش خشم او برافروخته مىشد ، كينه‌جو و آشتىناپذير و ظالم بود . اين همان قومى است كه در يك لحظه كشور كهنسال و معزّز ، ولى فاسد و پوسيدهء ايران را سرنگون ساخت ، و زيباترين ايالات را از دست جانشينان قسطنطين ربود ، و سلطنت جديد التّأسيس آلمان را پايمال نمود و ممالك ديگر اروپا را تهديد كرد ؛ و حال آنكه در شرق عالم نيز جيوش فاتح او به جبال هيماليا راه يافتند و در آنجا هم رخنه كردند . »