بارى ، اين دليل واضح و قاطعى است بر آنكه كفّار مكّه و معاندين اسلام حتّى در تمام عمر يك لحظه پيغمبر را نديدند كه با يكى از علماى يهود و يا
هامش
- « و منهم ( يعنى از جمله مفسّرين عالم تشيّع ) شريف رضىّ ذو الحسبين ، أبو الحسن محمّد بن أبى أحمد الحسينىّ بن موسى الأبرش بن محمّد بن موسى أبى سجة بن إبراهيم الأصغر بن الإمام موسى بن جعفر عليهما السّلام است . او فصيح قريش و ناطق ادباء و مقدّم بر همهء علماء و مبرّز بر سائر فضلاء و علماء است . و نام وى در زمرهء مشاهير شعراء آمد . در جميع علوم قرآن وى داراى تصنيف است . از جمله كتاب اوست كه با عنوان « حقائق التّنزيل و دقائق التّأويل » آمده است ، و در آن از غرائب قرآن و عجائب و خفايا و غوامض آن پرده برمىدارد و غوامض اسرار و دقائق اخبارش را روشن مىسازد ، و چنان در تحقيق حقائق و در تدقيق تأويل آن سخن مىگويد كه هيچكس بر وى سبقت نجسته است ، و طائر بلندپرواز انديشهء احدى نتوانسته است بدان طوف كند ؛ و معذلك به بزرگى تفسير « تبيان » است .
و آن مقدارى را كه من از اين تفسير ديدهام ، جزء پنجم از اوّل سورهء آل عمران تا اواسط سورهء نساء مىباشد ، كه آن را براى ما ثقة الإسلام علّامهء نورى قدّس سرّه از خراسان كه از روى نسخهاى كه در خزينهء كتب مشهد مقدّس رضوى على مشرّفه السّلام است نوشته و آورده است . و اجمال مطلب آنكه : شنيدن كى بود مانند ديدن . اگر تفسير اين تفسير است ، هر آنچه غير آن است از تفاسير نسبت بدان مانند پوستى است در برابر مغز بدون هيچ شكّ و شبهه . و بجان خودم سوگند اين تفسير بالعيان نه با برهان روشن مىسازد كه :
إنّ القرءان هو الكلام المتعذّر المعوز ، و الممتنع المعجز . بعبارات تضمّنت عجائب الفصاحة و بدآئعها ، و شرائف الكلام و نفائسها ، و جواهر الألفاظ و فرائدها . يعجز و الله فم البيان عن بيانها ، و يضيق صدر القول عن قيلها ، و يكلّ لسان اليراع عن تحريرها .
اى كاش من به بقيّهء اجزائش مىرسيدم و از آن كامياب مىشدم ، و حيات من فقط براى تمتّع و بهرهيابى از انوارش بود . امّا با فقدان آنها ، خاك بر سر دنيا باشد . اى شگفتا از غزارت علم اين سيّد شريف با كوتاهى عمر او در دنيا ، كه چنين تصنيفى عرضه كند و سپس بپردازد به « المجازات القرآنيّة » و سپس به كتاب « المتشابه فى القرءان » . و نيز كتاب « المجازات النّبويّة » و كتاب « تعليق خلاف الفقهاء » و كتاب « تعليقة الإيضاح » لأبى علىّ ، و كتاب