[ از جمله آيات دالّهء بر نزول قرآن به لسان عربىّ ، آيه سورهء نحل است ]
و از جمله آيات دالّهء بر نزول قرآن به زبان عربى ، آيه واردهء در سورهء نحل است :
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ * وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ .
« 1 » « بگو ( اى پيامبر ) قرآن را روح القدس بحقّ از جانب پروردگارت نازل نمود ، براى آنكه مؤمنين را تثبيت كند و براى مسلمين هدايت و بشارت باشد .
و براستى كه تحقيقا ما مىدانيم كه مشركين مىگويند : اين قرآن را بشرى به او تعليم كرده است ؛ با آنكه لسان آن مردى را كه نسبت اين تعليم را به دو مىدهند عجمى است ، و اين قرآن به لسان عربى آشكار است . » و چگونه ممكنست دو نفر كه زبان يكدگر را نفهمند علمى را به ديگرى تعليم كنند ؟
در تفاسير آمده است كه مشركين مكّه مىگفتند : قرآن را محمّد از آهنگر رومى نصرانى كه در مكّه ساكن بود ياد گرفته است ؛ و يا از غلام ابن حضرمىّ كه او نيز نصرانى بود آموخته است .
قرآن بر سبيل انكار و تعجّب اين سخن واهى را باطل مىسازد كه :
چگونه متصوّر است آن دو نفر مرد عجمى كه از خارج جزيرة العرب آمدهاند و عربى نمىدانند ، اين مطالب را به زبان عربى فصيح كه در نهايت اعجاز است به پيغمبر تلقين كنند ؟ ! « 2 »
هامش
( 1 ) آيه 102 و 103 ، از سورهء 16 : النّحل
( 2 ) آية الله سيّد حسن صدر در كتاب « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » ص 338 و 339 به مناسبت تقدّم شيعه در علم قرآن ، در فصل 12 ، مطلبى در ترجمهء احوال مفسّر بزرگ شيعه سيّد رضىّ پيش مىآورد كه دالّ بر اعجاز قرآن است ، و بدين مناسبت ما در اينجا ذكر مىنمائيم . او مىگويد :