تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
براى آنكه دلالت كند بر آنكه پروردگار و ربّ تعالى واحد است . چون مشركين معترف به وجود خدا بوده‌اند ؛ غاية الأمر او را ربّ الأرباب مىدانستند ، و ربّ العالمين نمىدانستند . « 1 » و منظور از روح الأمين كه قرآن را بر قلب پيامبر نازل نموده است جبرائيل فرشتهء وحى مىباشد . بدليل گفتار خداوند :
مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ
. « 2 » « كيست كه دشمن جبرائيل باشد ؛ آن فرشته‌اى كه با اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل نموده است ؟ » و در جاى دگر او را روح القدس ناميده است :
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ .
« 3 » « بگو قرآن را روح القدس از جانب پروردگارت به حقّ فروفرستاد . » و روح را به صفت امين متّصف نموده است براى آنكه برساند : اين ملك مقرّب در رسالتش از جانب خداوند بسوى پيغمبرش صلّى الله عليه و آله و سلّم امين است و وحى خداوندى را با تبديل و يا تحريف عمدا يا سهوا و يا نسيانا تغيير نمىدهد . همچنان‌كه در آيه ديگر از آن تعبير به روح القدس فرموده است . معناى قدس هم كه طهارت است اشاره بدين حقيقت است . و باء در نزل به الرّوح براى تعديه است ، يعنى روح الأمين قرآن را پائين آورد . و گفتار آنان كه مىگويند : باء براى افادهء مصاحبت است يعنى روح الأمين با
هامش
( 1 ) مشركين عرب براى هر دسته از موجودات و مخلوقات ، ربّى جداگانه مىدانستند و او را مستقلّا مؤثّر در ايجاد مىدانستند ؛ و خداوند را ربّ الأرباب يعنى ربّ اين رب‌ّها مىدانستند . قرآن عظيم عنوان استقلال را برداشت و فقط خداوند را ربّ مؤثّر و مستقلّ عالميان معرّفى كرد . ( 2 ) قسمتى از آيه 97 ، از سورهء 2 : البقرة ( 3 ) صدر آيه 102 ، از سورهء 16 : النّحل