[ تفسير آية الله علّامه ، آيه « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ »
را ]
« و تحقيقا اين قرآن از ناحيهء پروردگار عالميان نازل شده است . آن را روح الأمين بر قلب تو فرودآورده است تا از جملهء بيم دهندگان به سوى خدا باشى ! روح الأمين آن را به زبان عربى آشكار آورده است . ذكر و خبر قرآن در كتابهاى پيشينيان نيز موجود است . آيا براى مشركين عرب اين علامت و نشانه كافى نيست كه علماء بنى اسرائيل از آن مطّلع بوده ، و خبر قرآن را در كتب خود يافتهاند ؟ ما اگر قرآن را با زبان عجمى غير عربى بر افراد گنگ و غير فصيح فرومىفرستاديم ، و آنگاه پيامبر ما آن را براى ايشان قرائت مىنمود ؛ حال و مرام مشركين عرب اينطور نبود كه بدان ايمان بياورند . » « 1 » حضرت استادنا الأعظم آية الله علّامه قدّس الله روحه الزّكيّة در تفسير اين آيات آوردهاند كه :
« تنزيل و انزال داراى يك معنى است ، مگر اينكه اوّلى غالبا در نزول تدريجى ، و دوّمى غالبا در نزول دفعى استعمال مىگردد . و اصل معناى نزول در اجسام ، انتقال جسمى از مكان بالا به پائين مىباشد . امّا در غير اجسام در معناى مناسب خود استعمال مىشود .
و پائين آوردن خداوند چيزى را از نزد خود عبارت است از تكوّن آن در موطن خلق و تقدير . و خداوند در مواضعى از قرآن خود را به صفت علىّ عظيم و كبير متعال و رفيع الدّرجات و قاهر فوق عباده ستوده است .
هامش
( 1 ) - در كتاب « رهآورد يا سه گفتار » دكتر على اكبر شهابى در ص 108 گويد : « چگونه ابن المقفّع نويسندهء زبردست ايرانى كه در زبان عربى در زمان خود از جهت فصاحت و بلاغت بىمانند بود ، با چند تن از ياران خود كه در صدد معارضهء با قرآن بر آمدند ، پس از مرور به آيات قرآن ، به اين آيه :وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّكه رسيدند گفتند : اين كلام به سخن آدمى نمىماند و از انديشهء خود برگشتند ؟ »