هر لحظه رخت داد جمالى رخ خود را * بر ديدهء خود جلوه به صد كسوت زيبا از ديدهء عشّاق برون كرد نگاهى * تا حسن خود از روى بتان كرد تماشا رويت ز پى جلوهگرى آينهاى ساخت * وان آينه را نام نهاد آدم و حوّا حسن رخ خود را به همه روى در او ديد * زان روى شد او آينهء جملهء اسما اى حسن تو بر ديدهء خود كرده تجلّى * در ديدهء خود ديده عيان چهرهء خود را چون ناظر و منظور توئى ، غير تو كس نيست * پس از چه سبب گشت پديد اينهمه غوغا اى مغربى آفاق پر از ولوله گردد * سلطان جمالش چو زند خيمه به صحرا « 1 » تمام اين مسائل و ما شابهها اتقان و إحكام قرآن كريم را مىرساند كه به پايهايست كه خداوند متعال مىفرمايد : ما اگر آن را بر كوه صلب و سخت نازل نموده بوديم ، از خشيت و عظمت آورندهء آن كه پروردگار است ، خرد مىشد و از هم مىشكافت :
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ .
« 2 »
هامش
( 1 ) « ديوان مغربى » طبع اسلاميّه ، ص 8
( 2 ) آيه 21 ، از سورهء 59 : الحشر