تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
ساخت ، و حتما بايد او را با كشتن و نابود نمودن و يا به درجات كمتر از آن دفع كرد . ما در سيره و سنّت بنى آدم از روزى كه دنيا را آباد كردند تا امروز اين‌طور ديده‌ايم كه بر اين نهج ، دفع اين گونه متعدّى را مىنمودند ؛ و از اين به بعد هم همين‌طور خواهد بود . و چون شريعت اسلام پايهء اساسى مجتمع خود را بر اساس توحيد و حكومت دين اسلام نهاده است ، لهذا حكم به عدم جزئيّت آن‌كس نموده است كه از توحيد و حكومت دينى استنكاف ورزد . اسلام وى را از مجتمع انسانى خود الغاء كرده است ؛ مگر در صورت عهد و پيمانى كه بسته شود كه پيمان و تعهّد ، محترم است . بنابراين ، كسى كه از توحيد و حكومت دينى و پيمان با اسلام خارج است ، از مجتمع انسانى خارج است و با او معاملهء با غير انسان مىشود نه معاملهء با انسان . و بنابراين فرض انسان حقّ دارد كه وى را از هر نعمتى كه انسان در زندگى خود از آن متمتّع مىشود محروم كند ، و با دفع و طرد او زمين را از پليدى استكبار و افسادش تطهير كند . او مسلوب الاحترام است ؛ نه در جانش ، و نه در عملش ، و نه در نتائج مساعى و دسترنج محصولات و آثارش ، و نه هرگونه محصولات و آثارى كه از وى موجود است . براى لشكر اسلام اين حقّ مسلّم است كه : او را اسير كنند ، و در صورت غلبه ، عبد و بردهء خود نمايند .

5 - راه براى برده‌گيرى در اسلام چيست ؟ !

مسلمين خود را مجهّز و مهيّا و آماده مىكنند براى دعوت آن كافرانى كه با آنها به رفق و مدارا رفتار نموده‌اند . در مرحلهء اوّل با ايشان اتمام حجّت مىكنند ، و با گفتار حكمت‌آميز و مواعظ حسنه و به نيكوترين راه از طريق
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 77 | السيد محمد حسين الطهراني