آنگاه اسلام در عزّت و كرامت در ميان جميع مسلمين تسويه برقرار كرده است ، و پس از آن هر عزّت و كرامتى را بجز كرامت دينى كه از راه تقوى و عمل حاصل مىشود الغاء نموده است .
و اينطور گفته است :
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
. « 1 » « عزّت با تمام مراتب و درجاتش ، اختصاص به خدا و پيغمبرش و مؤمنين دارد . »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 8 ، از سورهء 63 : المنافقون ؛ در « بحار الأنوار » طبع كمپانى ، ج 6 ، ص 755 از « اختصاص » شيخ مفيد روايت كرده است كه : « به ما اينچنين روايت شده است كه : روزى سلمان رضى الله عنه به مجلس رسول خدا صلّى الله عليه و آله داخل شد . به جهت تجليل و بزرگداشت او ، و به جهت موى سپيد او ، و به جهت نزديكى و خصوصيّتى كه با مصطفى و آل او داشت ؛ همگى او را معظّم شمردند و بر خويشتن مقدّم داشتند ، و در صدر مجلس نشانيدند . در اين حال عمر وارد شد و به او نظرى افكند و گفت : من هذا العجمىّ المتصدّر فيما بين العرب ؟ ! « اين مرد عجم كه از ميان همه ، در صدر مجلس قرار گرفته و بر عرب بالا نشسته است كيست ؟ ! » رسول خدا صلّى الله عليه و آله بر فراز منبر رفتند و مردم را مخاطب ساخته فرمودند :
إنّ النّاس من ءادم إلى يومنا هذا مثل أسنان المشط ؛ لا فضل للعربىّ على العجمىّ و لا للأحمر على الأسود إلّا بالتّقوى ! « مردم از زمان آدم أبو البشر تا امروز همگى مساوى و مانند دانههاى شانه در يك رديف قرار دارند ، هيچ مرد عربى بر مرد عجمى فضيلت ندارد و هيچ مرد قرمزى بر مرد سياهى فضيلت ندارد مگر بواسطهء تقوى ! » سلمان بحر لا ينزف و كنز لا ينفد . سلمان منّا أهل البيت . سلسل يمنح الحكمة و يؤتى البرهان . « سلمان دريائى است كه نهايت ندارد ، و گنجى است كه پايان ندارد . سلمان از ما اهل بيت است . او آب خوشگوار خنكى است كه حكمت مىبخشد و برهان عطا مىكند . » » مجلسى در بيان خود فرموده است : « السّلسل كجعفر : الماء العذب أو البارد . و بعيد نيست سلسل تصحيف سلمان باشد . »