و بنابراين تفصيل ديديم كه : اسلام دو سبب از اسباب رقّيّت و عبوديّت يعنى بردگى و بندگى غير را الغاء نموده است ، و يك سبب از آن را كه سبب سوّم است باقى گذارده است ؛ و آن جنگ است .
و آن بدين گونه است كه دشمن محارب و متعدّى كه با خدا و رسول خدا و مؤمنان در جنگ است ، او را گرفته و اسير نموده و به رقّيّت و بردگى مسلمين درآورند .
و علّت و فلسفهاش آنست كه : دشمن جنگى با اسلام ، هيچ همّ و قصدى ندارد مگر از بين بردن انسانيّت و نابود ساختن حرث و نسل را . و در اين صورت فطرت انسانى هيچگونه ترديدى ندارد كه نبايد وى را جزء مجتمع انسان به حساب آورد و از مزاياى زندگى و تنعّم به حقوق اجتماعى متنعّم و بهرمند
هامش
- خداوند پستترند از سوسكهاى جعلى كه در روى زمين ، كثافات را با دماغشان ميرانند . » و نيز فرمود : ليس منّا من دعا إلى عصبيّة ، و ليس منّا من قاتل على عصبيّة ، و ليس منّا من مات على عصبيّة . « نيست از ما كسى كه به سوى عصبيّت و پيوند خانوادگى بخواند و آن را وسيلهء فخريّه و مباهات خود قرار دهد . و نيست از ما كسى كه بر اساس عصبيّت و پيوند خانوادگى و غرور فاميلى كشتار كند . و نيست از ما كسى كه بر اساس عصبيّت و اتّكاء به پيوند خانوادگى از دنيا برود . » » و شاهد و دليل بر عدم منفعت قرابت و خويشى ، آيه قرآن است كه مىگويد :فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ. ( آيه 101 ، از سورهء 23 : المؤمنون ) « پس چون در صور دميده شود و مردگان زنده شوند ، در آنجا ديگر رابطهء نسب در ميان مردم نيست ؛ و از يكديگر بر اين عنوان پرسشى نمىنمايند . » و نيز اين آيه قرآن است :لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. ( آيه 3 ، از سورهء 60 :
الممتحنة ) « در روز قيامت نه اقرباء و خويشاوندان شما و نه فرزندان و اولاد شما ، به شما منفعتى نمىرسانند ؛ ميان شما و آنها جدائى مىافتد . و خداوند به آنچه را كه مىكنيد بينا و بصير است . »