« بلكه فرشتگان ، بندگان گرامى و ذوى الاحترام خدا هستند ، كه در گفتارشان از گفتار خدا پيشى نمىگيرند و ايشان به امر و فرمان او عمل مىنمايند . » و نيز گفتار :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
. « 1 » « خداوند مثال بندهء مملوكى را زده است كه بر هيچ كارى توانائى ندارد ، با آنكس كه ما به وى از روزى نيكوى خود روزى دادهايم و او از آن روزى و نعمت ، در پنهان و آشكارا انفاق مىكند ؛ آيا مىشود اين دو نفر با همديگر مساوى باشند ! ؟ حمد و شكر و سپاس مختصّ خداوند است ، بلكه اكثريّت مردم نمىدانند . »
2 - اعتبار عبوديّت و بندگى براى انسان و اسباب آن :
آنچه تاريخ نشان مىدهد ، بردهدارى از عصور قديم شايع بوده است . و اصل معناى آن اينست كه : انسان همچون سائر اجناس و أمتعه ، متاعى است كه در دست مالك آنست و او هرگونه تصرّفى و اختيارى دربارهء او دارد ؛ و بنده به هيچوجه از خود اختيار و ارادهاى در برابر اختيار و ارادهء مالك خود ندارد . البتّه اساس اين مطلب متّكى بر قواعدى بوده است كه روى آن اساس عملى مىشده است ، نه بطور گزاف . كسى چنين قدرتى نداشت كه هركس را كه دوست داشت آن را تملّك كند ، بتواند ؛ و يا هركس را كه دلخواهش باشد ، ببخشد و يا بفروشد .
هامش
( 1 ) آيه 75 ، از سورهء 16 : النّحل