در منافع و مضارّ نمىخواهد تشابه خود را با آنان حفظ كند . فلهذا با إنفاذ حكم ، و متمتّع شدن از بهترين نتائج زحمت مجتمع ، و تصرّف در نفوسشان ؛ حتّى به ملكيّت و بندگى دست مىآلايد . و همه را مطيع و منقاد و محكوم اوامر و مرادات خود مىپندارد و دست به عمل مىزند .
و مىتوان بطور خلاصه اين سه طائفه را با عناوين دشمن محارب ، و اولاد صغار نسبت به پدران و همچنين زنان نسبت به اولياء ، و مغلوب ذليل نسبت به غلبهكنندهء عزيز ، عنوان نمود .
3 - سير بردگى در تاريخ :
سنّت بردگى ، گرچه اوّل دوران تاريخش در مجتمع انسانى مجهول است ، ليكن شبيهترين نظر آنست كه : بردگان در ابتداى امر در اثر كشتار و غلبهء بر آنان بدست آمدهاند و پس از آن ، اولاد و زنان بدانها الحاق شدهاند .
ازاينجهت است كه ما در تاريخ امّتهاى قدرتمند جنگى ، از قصص و حكايات بردگان ، و همچنين دربارهء احكام و قوانين كيفيّت اسير گرفتن و برده داشتن ، مىيابيم آنچه را كه در غير از آن امّتها نمىيابيم .
بردهدارى در ميان كشورهاى متمدّن قديم مانند هند و يونان و روم و ايران رائج بوده ، و نيز در ميان ملّتها همچون يهود و نصارى چنانچه از تورات و انجيل استفاده مىشود شايع بوده است ؛ تا اينكه اسلام آمد و اصل قانون آن را امضا نمود ليكن دائرهاش را تنگ و احكام مقرّرش را اصلاح كرد . و پس از آن ، مطلب ادامه داشت تا در كنفرانس و مجتمع بروسل حكم به الغاء آن نمودند .
فردينان توتل در معجم خود « 1 » كه دربارهء بزرگان و نامداران شرق و غرب است مىگويد :
هامش
( 1 ) ص 219 ( تعليقه )