تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
من نمىكردم غزا از بهر آن * تا ظفر يابم فراگيرم جهان كاين جهان جيفه است و مردار و رخيص * بر چنين مردار چون باشم حريص ؟ سگ نيم تا پرچم « 1 » مرده كنم * عيسيم آيم كه تا زنده‌اش كنم زان همىكرده صفوف جنگ چاك * تا رهانم مر شما را از هلاك زان نمىبرّم گلوهاى بشر * تا مرا باشد كروفرّ و حشر زان همىبرّم گلوى چند تا * زان گلوها عالمى يابد رها كه شما پروانه‌وار از جهل خويش * پيش آتش مىكنيد اين جمله كيش من همىدانم شما را همچو مست * از در افتادن در آتش با دو دست آنكه خود را فتحها پنداشتيد * تخم منحوسىّ خود مىكاشتيد يكدگر را جدّ و جدّ مىخوانديد * سوى اژدرها فرس مىرانديد قهر مىكرديد و اندر عين قهر * خود شما مقهور قهر شير دهر گفت پيغمبر : كه هستند از فنون * اهل جنّت در خصومتها زبون از كمال حزم و سوء الظّنّ خويش * نى ز نقص و بددلى و ضعف كيش ما رميت إذ رميت آمد خطاب * گم شد او ، و الله أعلم بالصّواب زان نمىخندم من از زنجيرتان * كه بگردم ناگهان شب‌گيرتان زان همىخندم كه از زنجير و غلّ * مىكشم‌تان سوى سروستان و گل اى عجب كز آتش بىزينهار * بسته مىآريمتان تا سبزه‌زار از سوى دوزخ به زنجير گران * مىكشم‌تان تا بهشت جاودان هر مقلّد را در اين ره نيك و بد * همچنان بسته به حضرت مىكشد
هامش
( 1 ) پرچم : كاكل . ( تعليقه )