تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
زهره نى با آن غضب كه دم زنند * زانكه در زنجير قهر ده من‌اند مىكشاندشان موكّل سوى شهر * مىبرد از كافرستانشان به قهر نى فدائى مىستاند ، نى زرى * نى شفاعت مىرسد از سرورى رحمت عالم همىگويند و او * عالمى را مىبرد حلق و گلو با هزار انكار مىرفتند راه * زير لب طعنه زنان بر كار شاه اين بمنكيدند « 1 » در زير زبان * آن اسيران با هم اندر بحث آن پس رسول آن گفتشان را فهم كرد * گفت : آن خنده نبودم از نبرد مرده‌اند ايشان و پوسيدهء فنا * مرده گشتن نيست مردى پيش ما آنگهى كآزاد بوديد و مكين * من شما را بسته مىديدم چنين اى بنازيده به ملك و خانمان * نزد عاقل ، اشترى بر نردبان من شما را وقت ذرّات الست * ديده‌ام پابسته و منكوس و پست من شما را سرنگون مىديده‌ام * پيش از آن كز آب‌وگل باليده‌ام نو نديدم تا كنم شادى بدان * اين همىديدم در آن اقبالتان بستهء قهر خفى ، آنگه چه قهر * قند مىخورديد و در وى درج زهر چون چنين قندى پر از زهرى عدو * خوش بنوشد ، چت حسد آيد بر او ؟ با نشاط آن زهر مىكرديد نوش * مرگتان خفيه گرفته هر دو گوش
هامش
( 1 ) منكيدن : بسيار هموار و ديرفهم سخن گفتن . ( تعليقه )
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 57 | السيد محمد حسين الطهراني