ممكن ، در برابر تعدّى و تجاوزش قيام و اقدام نمايند .
[ تعميم نعمت اسلام ، ايجاب جهاد مىكند ]
و امّا فريضهء جهاد از اين عالىتر و دقيقتر است . جهاد عبارت است از آنكه : لشكر اسلام بدون سابقهء دشمنى ، و بدون تجاوز و تخطّى از طرف مقابل ، صرفا بر اساس هدايت او به توحيد ، و اقرار به شهادتين : أشهد أن لا إله الّا الله و أشهد أنّ محمّدا رسول الله حركت مىكند در سرزمين دشمن ، و ايشان را به دين اسلام فرا مىخواند . و البتّه معلوم است كه بايد اهالى آن سرزمين غير مسلمان باشند ؛ خواه از مشركين و مادّيّين و طبيعيّين و خواه از گروه بودا و برهمن و كنفسيوس و غيرها و خواه از اهل كتاب مانند يهود و نصارى و مجوس .
در هر حال اگر به مجرّد دعوت به اسلام ، دين حقّ را پذيرفتند كه هيچ ؛ نه آنها را مىكشند و نه جزيه مىگيرند . لشكر اسلام در اين حال برمىگردد ، و مصارف جنگ از تجهيز سپاه و غيره همه به عهدهء سائر مسلمين و بيت المال مسلمين است و حتّى يك درهم هم از گروه مغلوب اسلام پذيرفته ، اخذ نمىشود .
و اگر اسلام را قبول نكردند و بر آئين خود باقى ماندند ، در اين صورت اگر از اهل كتابند آنها را وادار به جزية ( ماليات و خراج به صندوق حكومت اسلام ) « 1 » مىكنند . و اگر قبول جزيه ننمودند و يا از اهل كتاب نبودند ، همچون
هامش
( 1 ) و اين جزيه و خراج در مقابل تعهّدى است كه دولت اسلام براى آنها مىكند كه در حمايت و ذمّهء اسلام باشند . و حكومت اسلامى آنها را در پناه خود از هرگونه آسيب و تعدّى و حملهء دشمن حفظ مىكند ، و اگر دشمن به آنها حمله كرد بدون اخذ وجهى از ايشان ، لشكر مىكشد و از پول بيت المال اسلام دشمنانشان را دفع مىكند . و همچنين جان و مال و ناموس و عرضشان در عهدهء حكومت اسلام محفوظ است . از درمانگاهها و بيمارستانها و مدارس و مكتبهها و غيرها طبق قرارداد با حكومت بهرمند مىشوند . از برق و آب و تلفن و گاز و پاسداران نظامى و شهربانى و از خدمات شهردارى و عدليّه بهرمند مىشوند . خلاصه از اين جهات همانند يك نفر مسلمان محسوب مىگردند و ديگر زكات و