خويش ، نهايت مراعات و مراقبت و حمايت و حفظ حيات حال اسير را مىنمودند . هيچگاه درختان را آتش نمىزدند ، زراعت را پايمال نمىكردند ، مواشى و احشام را نابود نمىساختند ، كسى كه پرچم جنگ را خوابانده بود ديگر با وى جنگ نمىنمودند ، كسى كه از جنگ فرار مىكرد او را دنبال نمىكردند ، مثله نمىنمودند ، هركس پناه مىخواست پناه مىدادند ، آب را به روى دشمن نمىبستند . « 1 » و « 2 »
هامش
( 1 ) در « منتهى الآمال » ج 1 ، ص 16 ، محدّث قمّى در ضمن بيان اخلاق و اوصاف شريفهء حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم چنين آورده است كه : « ارباب سير در سيرت آن حضرت نوشتهاند كه چون لشكرى را مأمور مىنمود ، قائدان سپاه را با لشگريان طلب فرموده ، بدين گونه وصيّت و موعظه مىفرمود ايشان را :
مىفرمود : برويد بنام خداى تعالى و استقامت جوئيد به خداى و جهاد كنيد براى خداى ، بر ملّت رسول خداى ! هان اى مردم ! مكر مكنيد ، و از غنائم سرقت روا مداريد ، و كفّار را بعد از قتل ، چشم و گوش و ديگر اعضا قطع نفرمائيد ، و پيران و اطفال و زنان را نكشيد ، و رهبانان را كه در غارها و بيغولهها جاى دارند به قتل نرسانيد ، و درختان را از بيخ نزنيد جز آنكه مضطرّ باشيد ، و نخلستان را مسوزانيد ، و به آب غرق نكنيد ، و درختان ميوهدار را بر نياوريد ، و حرث و زرع را مسوزانيد ؛ باشد كه هم بدان محتاج شويد ، و جانوران حلال گوشت را نابود نكنيد جز اينكه از بهر قوت لازم افتد ، و هرگز آب مشركان را با زهر آلوده مسازيد ، و حيلت مياريد . و هرگز آن حضرت با دشمن جز اين معاملت نكرد ، و شبيخون بر دشمن نزد ، و از هر جهادى جهاد با نفس را بزرگتر مىدانست . »
( 2 ) مستشار عبد الحليم جندى در كتاب « الإمام جعفر الصّادق » ص 56 گويد : « تأييد آسمانى در كربلا زياد بود ، در معانى بزرگ از جلال اسلام . در اينجا واقعهاى از او و واقعهاى از دشمنش اختيار مىشود . امّا واقعهء اوّل : او عينا مانند پدرش عمل كرد و جيش دشمن را آب داد از چشمهاى كه در نزد آن فرودآمده بود و آب را بر قاتلين خود حرام نكرد .
و امّا در واقعهء ديگر : دو فرمانده از لشكر ابن زياد در آتش جنگ كربلا ، آن لشكر را