تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
نجات دادند و - به روايتى - شصت و دو تن را كشت ، خود به درجهء رفيعهء شهادت رسيد . شهادت اين پيرمرد ناسك و عابد و زاهد و فقيه و قارى قرآن كه صاحب علم بلايا و منايا ، و از اصحاب خاصّ أمير المؤمنين عليه السّلام بود ، بر سيّد الشّهداء عليه السّلام بسيار سنگين آمد . چهرهء حضرت متغيّر شد ، و حضرت شكسته شد . زهير بن قين عرض مىكند : يا أبا عبد الله ! مگر ما بر حقّ نيستيم ؟ ! فرمود : آرى ! . . . « 1 » اينها همان صحابه‌اى هستند كه در شب عاشورا كه حضرت خطبه خواند ، راجع به آنها عرض كرد : اللهمّ إنّى أحمدك على أن كرّمتنا بالنّبوّة ، و علّمتنا القرءان و فقّهتنا فى الدّين ، و جعلت لنا أسماعا و أبصارا و أفئدة ؛ فاجعلنا من الشّاكرين ! أمّا بعد ، فإنى لا أعلم أصحابا أوفى و لا خيرا من أصحابى ، و لا أهل بيت أبرّ و لا أوصل من أهل بيتى ؛ فجزاكم الله عنّى خيرا ! « 2 » « بار پروردگارا ! سپاس تو را مىگويم كه ما را با اعطاء نبوّت گرامى داشتى ، و قرآن را به ما تعليم فرمودى ، و در امر دين ما را فقيه و بصير و دانا نمودى ، و براى ما گوشهائى شنوا و چشمهائى بينا و دلهائى بيدار قرار دادى ؛ بنابراين ، خداوندا ! ما را بر اين نعمت عظيم شاكر بگردان ! امّا بعد از حمد و درود خدا ، من اصحابى باوفاتر و پسنديده‌تر از اصحاب خودم سراغ ندارم ، و اهل‌بيتى نيكوكارتر و پيوندزننده‌تر از اهل بيت خودم به ياد ندارم ؛ پس خداوند خودش از جانب من بهترين جزا را به شما
هامش
( 1 ) « أسرار الشّهادة » ص 274 ، به نقل از « مقتل أبى مخنف » ؛ و نيز « مقتل أبى مخنف » ص 104 ( 2 ) « إرشاد » مفيد ، طبع سنگى ، ص 250