تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
مع الحسين عليه السّلام ؛ و رأينا كلّ ما قالوا ! « 1 » « سوگند به خدا روزها و شبها سپرى نشدند مگر اينكه ديديم ما كه : ميثم را در خانهء عمرو بن حريث به دار زده‌اند ، و سر حبيب بن مظاهر را كه در كربلا با حسين عليه السّلام شهيد شده بود به كوفه آوردند ؛ و هر چه را كه آن سه نفر گفتند ، ما خود با ديدگانمان ديديم ! » حبيب بن مظاهر از جملهء هفتاد نفرى بود كه در ركاب حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام شهيد شدند . أبو عمرو كشّى مىگويد : و كان حبيب ( ره ) من السّبعين الرّجال الّذين نصروا الحسين عليه السّلام و لقوا جبال الحديد و استقبلوا الرّماح بصدورهم و السّيوف بوجوههم ؛ و هم يعرض عليهم الأمان و الأموال فيأبون و يقولون : لا عذر لنا عند رسول الله صلّى الله عليه و آله إن قتل الحسين عليه السّلام و منّا عين تطرف ! حتّى قتلوا حوله - انتهى . « 2 » « حبيب رحمة الله عليه از جملهء هفتاد نفرى بود كه يارى حسين عليه السّلام را نمودند ، و با كوههاى آهن برخورد كردند . و با سينه‌هاى خود به استقبال نيزه‌ها ، و با چهره‌هايشان به استقبال شمشيرها شتافتند . بر ايشان امان داده شده ، و اموال داده شد ؛ از قبول آن امتناع نموده و گفتند : ما در نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم عذرى نداريم اگر حسين كشته شود و از ما چشمى باقى بماند تا نگاه كند و نظر به دنيا افكند ! اين بگفتند و همگى در اطراف شمع وجود او پروانه‌وار كشته شدند . » حبيب بن مظاهر در روز عاشورا به عزم كارزار برخاست و مىخنديد .
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » ج 1 ، ص 203 ( 2 ) بنا به نقل « سفينة البحار » ج 2 ، ص 11 و 12 ؛ و ايضا در « سفينه » ج 1 ، ص 203 ذكر شده است .