تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
مرحمت كند ! » بر همين اساس بود كه چون در روز عاشورا همه عاشقانه كوچ كردند ، و خيمه و خرگاهشان را برون از اين جهان زدند ، و آن حضرت تنها ماند ؛ نه يارى و نه ياورى نماند ، تكيه به نيزه داده ، در آخرين لحظات خوش و حالات انقطاع فرياد بر مىآورد : يا مسلم بن عقيل ! و يا هانى بن عروة ! و يا حبيب بن مظاهر ! تا مىرسد به اين جملهء خطابيّه : يا أبطال الصّفا ! و يا فرسان الهيجاء ! « 1 » « اى شير مردان بيشهء صفا ! و اى يكّه‌تازان و اسب سواران معركهء رزم و كارزار ! » چرا هر چه شما را صدا مىزنم ، پاسخ مرا نمىدهيد ؟ ! و شما را مىخوانم ، به گفتارم گوش نمىسپاريد ؟ ! آيا به خواب رفته‌ايد و من در اميد بيداريتان بنشينم ؟ ! يا آنكه مودّت و مهرتان از امامتان برگشته ، و دست از يارى او برداشته‌ايد ؟ ! اين پير مردان قارى قرآن ، چنان صحنهء كربلا را با قلّت و كمى خود دچار اضطراب ساختند كه بر آن گروه كثير و فراوان لشگريان ضدّ قرآن ، عرصه تنگ آمد ؛ اينها هفتاد و دو نفر بودند و آنها سى هزار تن .

[ نقل ابن أبى الحديد در اينكه : اصحاب امام حسين همچون شيران غرّان بوده‌اند ]

از ابن أبى الحديد در « شرح نهج البلاغة » نقل است كه : قيل لرجل شهد يوم الطّفّ مع عمر بن سعد : ويحك ! أ قتلتم ذريّة رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ؟ ! « به مردى كه در ركاب عمر بن سعد در زمين كربلا حاضر بود ، گفتند : اى واى بر تو ! شما ذرّيّهء رسول خدا را كشتيد ؟ ! »
هامش
( 1 ) « مقتل أبى مخنف » ص 133 ؛ و با كمى اختلاف در « أسرار الشّهادة » ص 266 نقل شده است .