« تحقيقا و محقّقا من در ميان شما مردم دو متاع گرانقدر و پربها باقى مىگذارم : كتاب خدا و عترت من . و اين دو از يكديگر جدا نمىشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . »
[ معنى « كفانا كتاب الله » نقض و عدم پذيرش كتاب الله است ]
اصلا امام از قرآن ، و قرآن از امام قابل تفكيك نيستند . كسى كه بگويد :
كفانا كتاب الله « كتاب خدا ما را بس است . » معنيش طرد و نقض كتاب خداست ، نه اخذ كتاب الله . چون كتاب الله بدون امام ، كتاب الله نيست . آن كتاب آراء و اهواء و تأويلات خودسرانه است . مگر حجّاج بن يوسف ثقفىّ كه جنايات او تاريخ را سياه كرده است كتاب خدا را نمىخواند ، و بر خود تطبيق نمىنمود و خود را اولوالأمر نمىدانست ؟ ! او حافظ قرآن بود ، و خود را اولوالأمر مىدانست ؛ و هركس را كه مىكشت ، از كتاب خدا شاهد و دليل براى
هامش
- الحوض جميعا . و نيز طبرانى در « معجم كبير » و در « كنز العمّال » ج 1 ، ص 154 بدين صورت نقل كرده است : قال رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم : إنّى تارك فيكم خليفتين :
كتاب الله [ عزّ و جلّ ] حبل ممدود ما بين السّماء و الأرض ، و عترتى أهل بيتى ؛ و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض . و سيوطى در « الدّرّ المنثور » ج 6 ، ص 7 مىگويد : ترمذى اين حديث را تخريج كرده و حسن شمرده است ، و نيز تخريج كرده ابن انبارى در « المصاحف » ، و آن دو از زيد بن أرقم عبارت ذكر كردهاند : قال : قال رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم : إنّى تارك فيكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا بعدى ؛ أحدهما أعظم من الأخر : كتاب الله حبل ممدود من السّماء إلى الأرض ، و عترتى أهل بيتى . و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ؛ فانظروا كيف تخلفونى فيهما .
علّامهء عظيم ، مير حامد حسين هندى ، حدود يك جلد از كتاب نفيس خود ( عبقات الأنوار ) را به ذكر أسناد اين حديث مبارك ، و يك جلد آن را به دلالت آن اختصاص داده است .
و علّامهء خبير حاج ميرزا نجم الدّين شريف عسكرى ( دائىزادهء پدر ما ) كه فرزند ارشد و اكبر آية الله آقا ميرزا محمّد طهرانى رضوان الله عليهما مىباشد ، كتابى به نام « محمّد و علىّ و حديث الثّقلين و حديث السّفينة » نوشته و طرق عديدهء حديث را بطور تفصيل ذكر كرده است .