جوى كوچكى است كه از اين نهر منشعب شده و جدا گرديده است .
12 - تو حيازت كردى از شرفها و فضيلتها و مقامات عاليه ، ملك و سرزمينى را كه محيط به اقليمهائى از شرف و كمال است ، كه به آخر رسيدن آن از محالات است .
13 - اى برادر مصطفى ! من گناهانى دارم كه عين كدورت و آلودگى است ؛ و تو مايهء جلا و صيقل و زدودن زنگارش مىباشى ! 14 - چگونه معصيتكاران از بلواى معاصى بترسند ؛ درحالىكه خداوند بوسيلهء تو مبتلايان به گناه و آلودگان به جرائم را نجات بخشيده و از هلاكت دستگيرى نموده است ! 15 - آرى ! براى تو در پيمودن اعلا درجهء از بلندى و رفعت ، درجات و پلّههائيست كه به اوّلين درجه و پلّكان آن ، كسى را دسترس نمىباشد .
[ تأويل قرآن همان معنى واقعى قرآن است ، كه دشمنان آن را تضييع مىكنند ]
مراد از تأويل قرآن ، يك معنى جدا و كنار و دورى نيست كه براى تحصيل آن نياز به تعسّف و تكلّف باشد ؛ بلكه يك معنى روشن و واقعى است كه متن و حقيقت را نشان مىدهد . مثلا مراد از اولوالأمر در آيه مباركهء :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
. « 1 » « از خدا اطاعت كنيد ، و از پيغمبر و صاحبان امرى كه از شما هستند اطاعت كنيد ! » ائمّهء اهل بيت هستند . و اين معنى و مراد ، مختصّ به ايشانست . و اين مقصودى است كه از لحن آيات و ضمّ بعضى از آيات به همديگر استنتاج مىشود .
امّا آنها كه غصب خلافت كردند ، البتّه نمىخواستند اين معنى را
هامش
( 1 ) صدر آيه 59 ، از سورهء 4 : النّساء :يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.