تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
بپذيرند ؛ چون تضادّ و تنافى تامّ با روش و سلوك آنها داشت ، و لذا صريحا گفتند : قرآن را براى مردم نبايد تأويل كرد ، نبايد تفسير كرد ، حقائق و محصّل آن را نبايد گفت ؛ تا مردم در كورى و جهالت خود باقى باشند و آنها بتوانند به مقصد و مرام خود رسيده ، بر آنها حكومت كنند . لذا جدّا مردم را از معنى قرآن و بيان سبب نزول و مصاديق آيات منع كردند . أخبارى كه از اهل بيت عليهم السّلام راجع به تغيير قرآن رسيده است ، در بيان همين جهت است كه ذكر شد . و در نامه‌اى كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام به سعد الخير نوشتند و شيخ كلينى آن را ذكر كرده است ، از جمله مىنويسند : و كان من نبذهم الكتاب أن أقاموا حروفه و حرّفوا حدوده . فهم يروونه و لا يرعونه . و الجهّال يعجبهم حفظهم للرّواية ؛ و العلماء يحزنهم تركهم للرّعاية - الحديث . « 1 » « و از دور افكندن و رد كردنشان كتاب الله را اين بود كه : حروف و كلمات و عبارات و آيات و سور و آنچه را كه راجع به قرائت بود اقامه كردند و آن را محكم داشته ، برپا نمودند ؛ امّا حدود و معانى و مرادها و مقصودها و مفاهيم كتاب را تحريف و تضييع كردند . بنابراين ، آنان كتاب الله را روايت نمودند امّا رعايت نكردند . و براى مردم جاهل و ظاهرانديش و كوتاه نظر اين شگفت‌آور بود كه قرآن را براى بيان كردن و روايت نمودن حفظ و نگهدارى نموده ، پاسدارى كنند ؛ امّا علماء و صاحب‌خردان در حزن و اندوه بسر مىبردند كه مراعات حقّ قرآن نشده است ، و گروه مخالف معنى و مراد از آن را ناديده گرفته‌اند . »
هامش
( 1 ) « روضهء كافى » ص 53