تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
اين روايت به خوبى مىرساند كه : مقصود از تحريف ، تحريف به حدود است نه به حروف ، و تحريف به رعايت است نه به روايت . بنى اميّه كه روى كار آمدند ، همان مشركين بودند . معاويه همان كس بود كه عليه رسول الله در جنگ بدر و احد و احزاب حاضر بود ؛ حال به كسوت اسلام در آمده ، و در باطن براى هدم اسلام كمر بسته است ، و با حقيقت نبوّت و قرآن كه متجلّى در ولايت است مىستيزد و مىگويد : قرآن را تفسير نكنيد ! تفسير ، معنى قران است . اگر قرآن را معنى نكنند ، مردم چه مىفهمند ؟ ! امام ، تحقّق خارجى قرآن است . امام معلّم قرآن است . قرآن بدون امام و معلّم چه فائده‌اى دارد ؟ قرآن بدون امام و معلّم وارد و محيط به اسرار و دقائق آن ، صفر است . چون دين بر پايهء بصيرت و عمل است ؛ و بدون امام انسان چگونه به قرآن عمل كند ؟ درست مانند نسخه‌ايست كه از طبيب بگيريم و هركس مطابق سليقهء خود ، نسخه را به دوائى خاصّ و كيفيّتى مخصوص تفسير كند . اين عين هلاكت است . پيغمبر فرمود : إنّى تارك فيكم الثّقلين : كتاب الله و عترتى . و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض . « 1 »
هامش
( 1 ) « غاية المرام » ص 211 تا ص 230 ، از طريق عامّه سى و نه حديث ، و از طريق خاصّه هشتاد و دو حديث آورده است . اين حديث از روايات متواترهء بين شيعه و عامّه است ، و عامّه تواتر آن را نيز قبول دارند . و از محكم‌ترين اسناد شيعه عليه عامّه بوده و بر غاصبيّت خلفاى اوّلين دلالت دارد . أحمد حنبل از زيد بن ثابت به دو طريق صحيح : اوّل در ابتداى ص 182 ، و دوّم در انتهاى ص 189 ، در جزء پنجم از « مسند » خود نقل مىكند : قال النّبىّ صلّى الله عليه و آله و سلّم : إنّى تارك فيكم خليفتين : كتاب الله و أهل بيتى ؛ و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ