تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
1 - اى پسر عموى مصطفى ! تو آن دست خدا هستى كه فيضان باران جود و بخشش آن ، تمام چيزها را فرا گرفته است ! 2 - تو قرآن قديم خدا هستى ، و اوصاف تو آياتى است از آن ، كه خدا به پيغمبرش وحى نموده است . 3 - براى تو خدا كافى است در صفات حميده و خصال پسنديده‌اى كه چون سلسلهء اعداد داراى نهايت نيست . 4 - بعد از پيغمبر تو بهترين مردم جهان هستى ؛ و بهترين كوكب آسمان ، دو كوكب خورشيد و ماه آن است . 5 - ذات تو عينا به مثابهء ذات رسول الله است ؛ و اگر چنين نبود ، پيغمبر عقد برادرى با تو نمىبست . 6 - تو و پيامبر ، هر دو از پستان وصال شير خورده‌ايد ؛ آن پستانى كه غذا و نيروى آن از جوهر تجلّى بود . 7 - اى علىّ ! قدر و مقدار تو كافى است كه از عالم لاهوت است ، و آن مقام و منزلت رفيع در احاطهء فكر و انديشه در نمىآيد . 8 - به كدام درجه از قدس و پاكى ، طبع تو ميل مىكند ؛ درحالىكه از درجات مقدّسه و مقامات مطهّره بالا آمده است ! 9 - تو داراى نفسى هستى كه خميره‌اش از اصل گوهر لطف و جوهر صفا ريخته شده است ؛ خداوند هر نفسى را فداى نفس تو گرداند . 10 - آن نفس ، قطب عالم امكان و عالم تكوين است ؛ و اگر آن نفس نبود ، آسياى عالم امكان به چرخش نمىافتاد ، و موجودى از كتم عدم به وجود نمىآمد . 11 - تو صاحب دست جود و عنايت و رحمتى هستى كه از درياهاى بيكران خداوند جارى مىشود ؛ و نهرها و چشمه‌هاى پرفيضان پيامبران ، چون