تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
حزت ملكا من المعالى محيطا * بأقاليم يستحيل انتهاها ( 12 )
تا آنكه مىفرمايد :
يا أخا المصطفى لدىّ ذنوب * هى عين القذى و أنت جلاها ( 13 ) كيف تخشى العصاة بلوى المعاصى * و بك الله منقذ مبتلاها ( 14 ) لك فى مرتقى العلى و المعالى * درجات لا يرتقى أدناها ( 15 ) « 1 »
هامش
( 1 ) « ديوان ازرى » مطبوع با تخميس آن ، ص 151 ؛ ما مقدارى از اين ابيات را در دورهء « معادشناسى » ج 7 ، مجلس 50 ، ص 311 و 312 آورديم و در تعليقهء آن ذكر نموديم كه : « شيخ كاظم ازرى تميمى بغدادى متوفّى در غرّهء جمادى الاولى سنهء 1211 هجريّهء قمريّه ، مدّاح اهل بيت عليهم السّلام ؛ و در جلالت و بلاغت شعر او قصيدهء هائيّه‌اش ( لمن الشّمس فى قباب قباها ) كافى است كه او را در رديف شعراى درجهء اوّل اهل بيت قرار دهد . و چنين حكايت شده است كه : علّامهء بحر العلوم او را تعظيم و تكريم مىنمود ؛ چون با دشمنان به خوبى به مناظره مىنشست . و از مرحوم آية الله سيّد حسن صدر روايت شده است كه او گفته است : قصيدهء هائيّهء ازريّه بيش از هزار بيت بوده و در طومارى نوشته شده بود ، موريانه مقدارى از آن را خورده و بقيّه طومار بدست مرحوم آية الله آقا سيّد صدر الدّين عاملى رسيد ، و وى اين مقدار از ابيات را كه شيخ جابر كاظمى تخميس كرده است از آن استخراج نمود . صاحب « مستدرك الوسائل » در كتاب « شاخهء طوبى » گفته است : علّامهء محقّق شيخ محمّد حسن صاحب « جواهر » تمنّى مىكرده است كه : قصيدهء هائيّهء ازرى در ديوان عمل او نوشته گردد ؛ و به جاى آن ، كتاب « جواهر » در نامهء عمل ازرى نوشته شود ! ( ملخّص از « الكنى و الألقاب » طبع صيدا ، ج 2 ، ص 19 ) »