من خواهد داشت ، لازم مىآيد كه نسبت به سائرين با نظر تحقير نگريسته ، آنها را جزو حزب خود ندانم .
آن وقت عكسالعمل اين كار اين خواهد شد كه مردم هم در مقابل اين حزب ، حزب ديگرى را ايجاد نمايند كه مرا مقاومت با آن حزب محال و غير ممكن خواهد بود . » « 1 » براى بىحيائى و پرروئى ، و در عين حال قدرت نفوذ و تأثير شيطنت و مكر انگلستان در آن دوره ، به داستان زير توجّه نمائيد كه تا چه اندازه بطور وضوح ، مطلب را مىرساند :
« تصميم انگليسها به خلع قاجاريّه
. . . سران قاجاريّه كه متوجّه شدند انگليسها بواسطهء مخالفت با أحمد شاه در صدد تغيير رژيم و بر كنارى او هستند ، جلسهاى تشكيل داده ، صلاح در اين دانستند كه با انگليس مستقيما وارد مذاكره شده و فرد ديگرى از خاندان قاجار را روى كار بياورند .
در اين جلسه قرار شد نصرت السّلطنة و عضد السّلطان عموهاى سلطان أحمد شاه به اروپا مسافرت نموده و آقاخان محلّاتى را كه انگليسها به او نظر خوبى داشته به همراه خود برداشته ، به لندن بروند و مستقيما با لرد كرزن وزير خارجهء انگليس مذاكره نمايند .
اين هيئت وقتى وارد لندن شدند ، سه نفرى تقاضاى ملاقات نمودند .
وزير خارجهء انگليس وقت ملاقات داد . در اين ملاقات منظور خود را با صراحت بيان نمودند .
وزير خارجهء انگليس در جواب آنها گفته بود كه پروندهء اين مسئله در
هامش
( 1 ) « زندگانى سياسى سلطان أحمد شاه » ص 203 و 204