تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
طهران حركت مىكردند ، عدّه‌اى ناشناس با سر و كلّهء بسته ، در امامزاده هاشم اتومبيل آنها را متوقّف نمود . هر چه داشتند همه را گرفته و لخت نمودند . نصرت السّلطنة خود را به كنسولگرى انگليس در رشت رسانيد ، و وضع خود را بيان نمود . 24 ساعت بعد كلّيّهء اسبابها و اثاثيّهء آنها كه ربوده بودند بدون كم و كسر تحويل آنها دادند . » « 1 » مرحوم مدرّس رضوان الله عليه ، با تغيير سلطنت از قاجاريّه به پهلوى مخالف بود و نطقهاى منطقى و مستدلّ در مجلس نمود . و قبل از اين جلسهء مجلس كه در روز نهم آبان 1304 بود ، از طرف خود ، آقاى رحيم‌زادهء صفوى را به پاريس نزد أحمد شاه فرستاد كه به هر قسم باشد او را به ايران عودت دهد . در أحمد شاه هم پيام مدرّس مؤثّر واقع شد و بر خلاف پاسخهاى منفى كه به ديگران مىداد ، از دعوت مدرّس استقبال كرد . ولى به جهاتى چند از جمله سهل انگارى و به دفع الوقت گذراندن مفتاح السّلطنة سفير كبير ايران در تهيّهء كشتى براى مسافرت به ايران كه هر بار با مزاح و شوخى مىگذراند و مىگفت : اعليحضرت همايونى اروپاى به اين زيبائى را گذاشته ، كجا مىخواهند بروند ؟ - و اين به اشارهء انگليسها بود - و ديگر بواسطهء گذشتن وقت ، و سوء ظنّ به پيام ، و سوء ظنّ به وليعهد ، كم‌كم در حركت تعجيل ننمود تا موقع سپرى شد . و مجلس غير قانونى بواسطهء نداشتن رئيس كه مستوفى الممالك استعفا كرده بود ، و از چندى قبل به همين جهت نيز رئيس سابقش مؤتمن الملك استعفا نموده بود ؛ با قيد دو فوريّت ، بدون مشورت و اطّلاع قبلى قاجاريّه را خلع ، و رضاخان را به حكومت موقّت منصوب نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) « زندگانى سياسى سلطان أحمد شاه » ص 242 و 243 ( 2 ) « تاريخ بيست سالهء ايران » جلد سوّم : انقراض قاجاريّه و تشكيل سلسلهء