با تمام هوش و فراستى كه در شما سراغ دارم و با اين متانت و درايتى كه داريد ، چگونه عاجز از ادارهء تشكيلات خود هستى ؟ ! و شايد ملّت ايران لياقت يك چنين پادشاه مشروطهخواه قانونى را نداشته باشد ؟ ! و تو با اين كيفيّت براى سلطنت مملكتى مثل سويس خوب و شايسته مىباشى ، تا ملّت آن بتواند از وجود تو استفاده نمايد ! » « 1 »
[ سخنرانى أحمد شاه در فرانسه دربارهء حقّانيّت خود ]
« دو سه ماه كه از جلسهء نهم آبان 1304 ( جلسهء انقراض قاجاريّه در مجلس ) گذشته بود ، در شهر نيس ( در جنوب فرانسه ) كه اغلب لردهاى انگليس و سائر متمولين دنيا هم براى تفريح به آن شهر مىروند ، در يك دعوت رسمى كه از طرف أحمد شاه به عمل آمده بود ، شاه مخلوع ايران به منظور دفاع از تاج و تخت خود يك سخنرانى مشروح و مفصلى ايراد نموده ، برداشت نطق خود را از تاريخ سياسى ايران شروع و در حدود يك ساعت با بلاغت روى تاريخ ايران بحث كرده و سپس مطالب مهمّى راجع به تغيير سلطنت در ايران ايراد نموده كه ما به عللى چند فعلا از زمينه و مفهوم اين سخنرانى تاريخى صرفنظر مىكنيم . » « 2 » « اغلب در مواقع باريك و سخت با رئيسالوزراهاى وقت تبانى كرده ، به استعفاى آنان قضاياى سياسى صورت ديگرى پيدا مىكرد . و در نتيجهء آن ، حيات سياسى كشور دچار لطمه و سكته نمىگشت .
و همين وطندوستى و اتّخاذ رويّهء سياسى آن مرحوم بود كه پس از عزل مشاراليه در اغلب جرائد خارجى از مشاراليه تعريف و تمجيد شد ، حتّى يكى از جرائد در مقالهء خود ، اين عبارت را نوشته بود :
هامش
( 1 ) « زندگانى سياسى سلطان أحمد شاه » ص 218 .
( 2 ) همان مصدر ، ص 200