انگليسها التيام مىدهيم ، در اين صورت مراجعت شما به ايران اشكالى نخواهد داشت ! شاه بدون تأمل در جواب گفت : اگر شما بدانيد كه تقاضاى آنها چيست هرگز چنين پيشنهادى را نمىكرديد ! من اگر تسليم آنها بشوم در هر صورت نقشهاى كه طرح شده عملى مىشود ، با اين شرط كه كلّيّهء تقاضاهاى آنها ملّى مىشود منتهى با دست من . و در اين صورت من مفتضح و بدنام خواهم شد ، و رضا خان جنّتمكان .
بگذاريد خود رضا خان نقشهء آنها را عملى نمايد ؛ در اين صورت بالأخره او رسوا و مفتضح خواهد بود ، و من جنّتمكان . قضاوت اين امر هم با تاريخ است كه گذشته را ديده و آينده را خواهد ديد ، آن وقت هر دو را با هم سنجيده ، قضاوت خواهد كرد . فعلا از من جز تسليم مقدرات گشتن كار ديگرى ساخته نيست .
و اگر خانوادهء قاجاريّه هم منقرض مىشوند بشوند ، ولى من موجبات بدبختى كسى را فراهم نياوردهام . و حاضر نيستم به هيچوجه تسليم ارادهء ديگران بشوم ، و تا دنيا باقى است و نامى از تاريخ برده مىشود ، به بدنامى نام خود را ثبت نمايم ؛ حالا هر كه هر چه تصوّر مىكند بكند .
اگر نسبت جبن و ترس به من مىدهند بدهند ؛ نسبت خيانت به من نمىدهند . باز اين خود يك خوشبختى است براى من و براى خاندان من ! » « 1 » « گويا روى همين سوابق بوده كه پوانكاره رئيس جمهور اسبق فرانسه كه با أحمد شاه خيلى دوست بوده و اغلب با يكديگر ملاقاتهائى گرم غير رسمى و دوستانه مىنمودهاند ، به أحمد شاه اظهار كرده است كه : من تعجّب مىكنم كه
هامش
( 1 ) « زندگانى سياسى سلطان أحمد شاه » ص 286 و 287