باد سردار سپه زنده در ايران عارف * كشور رو به فنا را به به بقا خواهد برد » « 1 »
و حقير گويد : از اشعارى كه در « ديوان ايرج ميرزا » مذكور است و روابط او را با عارف قزوينى مىرساند كه با يكديگر در نهايت صميميت بودهاند ، مىتوان درجهء فساد اخلاق عارف در حد اعلاى از فساد پى برد .
[ أحمد شاه با راه آهن جنوب به شمال كه به نفع انگليس بود مخالفت كرد ]
و همچنين آمده است كه : « چون انگليسها پيشنهاد كردند راهآهن را از جنوب تا بندر جز ( گز ) بكشند ، او مشروحا معايب راه را تذكّر داد و گفت :
مصلحت راهآهن ايران ، شرقى به غربى است ، و به تجارت هند به ايران و سواحل مديترانه ، و ترانزيت ايران كمك مىكند ؛ ولى راهآهن جنوب به شمال فقط جنبهء نظامى و سوقالجيشى دارد و بر مصلحت ملّت ايران نيست . و من نمىتوانم پول ملّت را گرفته و يا از خارج وام بگيرم ، صرف راهآهنى كه فقط جنبهء نظامى براى انگليسها دارد بكنم .
وزيرى كه واسطه و حالم پيغام بود به سلطان أحمد شاه عرض مىكند كه : با اين صراحت هم نمىشود به وزير مختار انگليس جواب يأس و منفى داد ! خوب است يك قدرى ملايمتر جواب داده شود .
سلطان أحمد شاه قدرى تأمّل كرده ، سپس در جواب مىگويد : آقا ! آنها ، هم من و هم تو را بهتر از خودمان مىشناسند ؛ اگر غير از اين جواب داده شود خواهند فهميد كه به آنها جواب دروغ دادهايم . بهتر اينست كه به همين صراحت گفته شود كه من با اين نقشه هيچگونه موافقت ندارم . » « 2 »
[ چرا سلطان أحمد شاه با ترور كردن رضاخان مخالف بود ؟ ]
و ايضا در تحت عنوان اينكه : « چرا سلطان أحمد شاه با ترور كردن رضاخان مخالف بود ؟ » چنين آورده است :
هامش
( 1 و 2 ) « زندگانى سياسى سلطان أحمد شاه » ص 222 تا ص 226 ، و ص 284