تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مىكردند . احمد شاه كه در خارج بود باز مخالفت نمود و اجازه نداد ، به‌طورىكه بسيارى از هواخواهان او عصبانى شدند . ولى مراسله‌اى از اين پادشاه در دست آمد كه جريان امور را توضيح مىدهد و براى مخالفين راه اعتراضى نمىگذارد ؛ و چنين مىنويسد : مملكت ايران ، چون مريضى است كه ضعف ناخوشى طولانى او را از پا در آورده است . اين مريض ، نيازمندى به استراحت و آسايش داشت . و حتّى دوستان من كه هيچ‌وقت آنها از ياد نمىروند ؛ آنها ايرانى پاك و آزادى طلب واقعى بودند ، به من پيشنهاد كردند با قوّهء قهريه به مملكت مراجعت نمايم و وسائل آنان را هم ظاهرا حاضر نموده بودند . من پس از مطالعهء كامل ، صلاح مملكت را در مراجعت خود ندانستم ؛ زيرا اين مراجعت بايد به زدوخورد انجام مىگرفت و دودستگى پيش آمد مىنمود و دامنه پيدا مىكرد . زيرا امور داخلى ايران به تنهائى حل اشكال را نمىكرد . و من هم مايل به هيچ قسم رفع مشكل سياسى نبودم . بنابراين ، خونريزى بىفائده و رفتن يك نفر و آمدن نفرات ديگرى را ايجاب مىنمود . با اظهار امتنان از اين دوستان ، به آنها نصيحت دادم : فداكارى نموده ، براى خاطر مملكت از هر پيش‌آمدى كه منتهى به اغتشاش داخلى بشود خوددارى كنند . البتّه كسى نمىتواند نسبت ترس به من دهد ؛ زيرا اين زدوخورد و قيام مسلح در غياب من انجام مىگرفت . » « 1 » چون آتاترك رئيس دولت جديد تركيّه ، أنوشيروان سپهبدى را كه سفير
هامش
( 1 ) « زندگانى سياسى سلطان أحمد شاه » ص 213 و 214