1919 ] امتناع ورزد ، دولت ايران بايستى راه خويش را در پيش گيرد . » « 1 » أقول : اين نطق كرزن در 17 نوامبر 1920 ، برابر با 25 آبان 1299 ايراد شد .
و چون از طرف أحمد شاه كه شاه ايران بود ، قرارداد امضا نشد لذا بوسيلهء يادداشت سفارت انگليس ، كابينهء مشير الدّولة استعفا داد و كابينهء سپهدار تنكابنى پيش آمد . و بعد از سه ماه از نطق گذشته ، يعنى در سوّم حوت 1299 ، كودتاى نرمان انگليسى وزيرمختار انگليس در طهران به نام كودتاى سيد ضياء الدّين و رضاخان قزاق كه ميرپنج بود واقع شد .
و نيز گويد : « دكتر مصدق در مجلس عليه وثوق الدوله راجع به قرارداد مىگويد :
« و امروز در مملكت ما اصل اسلاميت اقوى است . زيرا يك مسلمان حقيقى تسليم نمىشود مگر اينكه حيات او قطع شده ؛ و براى جلب اين قبيل از مسلمين است كه دول مسيحى در پايتختهاى خود مسجد بنا مىنمايند .
ولى يك متجدد سطحى و بىفكر را مىتوانند به يك تعارفى تسليم نمايند . » « 2 » و نيز گويد : « پس از نهم آبان 1304 كه در كابينهء مستوفى الممالك ، مجلس ، قاجاريّه را از سلطنت خلع كرد ، صاحب منصبان مهم در طهران با هم قرار گذاشتند كه به مجرد اجازهء شاه ، حكومت را واژگون كنند و برادر شاه ( سلطان محمود ميرزا ) هم به طهران آمده بود و مقدمات كار به تمام معنى تمام بود ، و اگر طهران در اين امر پيش قدم مىشد بدون شكّ سائر ولايات هم تبعيّت
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 123 و 124 .
( 2 ) همان مصدر ، ص 163 و 164