تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
« و اين مسألهء به خوبى مىرساند كه سلطان أحمد شاه نسبت به قانون اساسى مملكت ، فوق‌العاده با نظر توفير و احترام مىنگريسته و هرگز حاضر نبوده است كه كوچك‌ترين اقدامى بر عليه آن كرده باشد . » « 1 » در اواخر عهد سلطنت او بالأخص در سفرهائى كه به خارج بنا بر الزام و اجبار رفته ، جرائد و روزنامه‌ها به تحريك ماسونىهاى انگليسى ، عليه او تهمت‌ها زدند و نارواها گفتند . و آن سلطان پاك‌دامن مظلوم از ساحت اين افتراءها مصون بوده است . در تاريخ زندگانى سياسى او نيز آورده است :

[ عارف قزوينى و اشعارى كه بر عليه أحمد شاه سروده است ]

« عارف قزوينى كينهء ديرينه با قاجاريّه داشته است . و لذا با تبليغات زهرآگين عليه سلطنت أحمد شاه و ايجاد نمايشنامه‌ها و كنسرت‌ها با اشعار دروغين كه خود مىسروده است و بر نفع سردار سپه تبليغ مىكرده است ، نقش مهمّى را ايفا كرده است . عارف قزوينى مبتلا به افيون بوده ، و در إزاء اين كمك‌ها كه به رضاخان كرد بنا شد تا آخر عمر هر ماهى حقوق يك سروان به او بدهند ، و او همدان را انتخاب نموده بدان صوب رفت . و تا آخر عمر چنان از كردهء خود پشيمان بود كه حدّ نداشت ، و بالأخره با فلاكت و بدبختى در آنجا جان داد . عارف ، اشعارى بر عليه أحمد شاه گفته است كه ما چند بيت از آن را ذكر مىكنيم :
به مردم اين همه بيداد شد ز مركز داد * زديم تيشه بر اين ريشه هر چه بادا باد
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 218