بود ؛ كسى كه در انگلستان درس سياست را آموخته و در همان مكتب كه لرد كرزن معروف ، درس تزوير و نيرنگ خوانده بود ، اين نيز از همان مكتب تصديق داشت .
كسانى كه در آن ايّام و آن روزها با اين شخص سر و كار داشتند ، ميدانند چه سليقهء مخصوصى داشت ؛ بخصوص از آن كسانى بود كه در همان اوقات صحبت از ساختن راه آهن در ايران مىنمود ، منتهى جسارت و جرأت ديگران را نداشت كه به اين نغمه دست بزند . » « 1 » لرد كرزن در آن زمان ، وزير امور خارجهء انگلستان بود . و با ايرانى و اسلامى عداوت داشت ؛ نه به جهت آنكه تابع مسيح و مرد مسيحى است ، زيرا اين گونه افراد اصولا دين و مذهبى ندارند ، بلكه چون مانند گلادستون نخستوزير اسبق انگليس ، يكهتاز معركهء سياست بود و به خوبى واقف بود كه : اسلام است كه از نفوذ و عمل آنها در كشورهاى مستعمره جلوگير است .
آنها با سابقهء سيصد سالهء استعمارى خود ، دريافته بودند كه راه نفوذ و نگهدارى از مستعمراتشان آسان است ، ولى با كشورهاى اسلامى اين كار دچار برخورد با سد و مانع مىشود ؛ و چه در ابتداى نفوذ و جنگ و چه در دوران نگهدارى ، آيات قرآن كه برنامهء عمل مسلمين است راه عمل را بر آنها مىبندد .
فلهذا همانطوركه گرگ دشمن چوپان است زيرا مانع دريدن و بردن و كشتن و خوردن گوسپندان است ؛ ايشان نيز دشمن قرآن بودند ، خواه خودشان مسيحى و صهيونيزم مسلك باشند و يا يهود و صهيونيزم و يا اصولا عقيد و مسلكى نداشته باشند .
در دوران كرزن بقدرى فشار بر ملّت و دولت اسلام سخت بود كه
هامش
( 1 ) تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس » ج 8 ، ص 234