تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
مانده ، و گاهگاهى يك داستانهائى از آن نوشته مىشود ؛ ولى اصل موضوع دانسته نشده است . « 1 » نمايندگان دولت انگليس كه در ايران مأموريّت پيدا مىكردند ، در همه جا از اين برادران داشتند و به سراغ هم مىرفتند و يكديگر را پيدا مىكردند ، و با آنها سر و سرّ داشتند و با هم رايگان بودند . انگليسها اين محافل را نه تنها در ايران داشتند ، بلكه در تمام ممالك آسيائى و آفريقائى و سائر جاها داشتند . مأمورين رسمى دولت انگليس ديگر در اين ممالك غريبه نبودند ؛ برادران دلباختهء آزادى زياد داشتند . و آنها انگليسيها را دوست داشتند و آنها را غريبه نمىدانستند . همين‌كه روبرو مىشدند ، يكديگر را مىشناختند و با هم رايگان مىشدند . . . « 2 » بايد گفت : بدون ترديد يكى از اوّلين مبلّغين محفل فراماسون لندن بودند كه در ايران محفل فراماسون را دائر كردند . وقتى كه انسان بطور دقّت اعمال و شرح حال رجال دربارى فتحعلى شاه ، محمّد شاه و ناصر الدّين شاه را مطالعه مىكند ، مىبيند تمام آنها مانند اشخاص فرسوده ، بىحال و بىعلاقه ، مهمل و بيكاره هستند . مثل اين است كه مقدّرات آنها دست خودشان نيست . از خود اراده
هامش
( 1 ) تا تاريخ نشر اين مجلّد از مجلّدات « تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس » كه جلد هفتم است و در سنهء 1345 هجريّهء شمسيّه مطابق با سنهء 1386 هجريّهء قمريّه مىشود ، كتاب مفصّلى طبق نوشتهء مؤلّف ، انتشار نيافته بود ؛ ولى در اوائل سنهء 1348 شمسيّه و مطابق با 1389 قمريّه كتاب مفصّلى در سه جلد قطور به نوشتهء اسماعيل رائين در تحت عنوان : « فراموشخانه و فراماسونرى در ايران » به توسّط مؤسّسهء انتشارات اميركبير منتشر شده است . ( 2 )A . Diplomatistin the East . By Sir Arhur Hardinga p77 ( تعليقه )